۱۳۹۴ مهر ۲۰, دوشنبه

خامنه ای و دغدغه استحاله نظام

به نظرم خیلی سخت بتوان گفت که جمهوری اسلامی قبلا دچار استحاله نشده و لااقل در تاریخ یکبار در دهه هفتاد و یک فعلا نصفه بار در سال نود و دو ؛ حالا خواسته یا ناخواسته جمهوری اسلامی  حداقل در ظاهر تغییر چهره صد و هشتاد درجه ای داده . محصول دهه هفتاد بهبود شرایط اقتصادی و ایجاد چهره ای ملایم تر از اسلام رحمانی نظام اسلامی بود و همین طور چهره ای قابل قبول تر در عرصه بین المللی . البته به صورت همزمان و موازی جمهوری اسلامی به روند حذف مخالفین ادامه می داد. 

خوب گسترش آزادی ها باعث شد که سطح خواسته های جامعه بالاتر رود و سطحی از جامعه به دنبال برابر سازی حقوق انسانی در ایران با معیارهای البته شاید اسلامی ولی بر اساس استانداردهای بین المللی باشد که خوب نتیجه آن زنگ خطری بود برای خامنه ای و ماجرای هجده تیر و کوی دانشگاه و ...

تاریخ به ناچار تکرار میشود و پس از یک دوره کوتاه تحریم و البته دوره ای بلند مدت تر از فساد به خصوص اقتصادی جمهوری اسلامی مثل کودکی که از بازی کردن به خاطر اشتباهی منع شده باشد ؛ مجددا سعی کرد با آوردن روحانی چهره ای مثبت تر از خود ارائه دهد و در سایه مذاکرات به خواسته های خود برسد و جبران مافاتی نیز بکند.  تفاوت اینجاست که این بار خامنه ای دغدغه هایش از دهه هفتاد بیشتر شده و خود به هر حال دوران حکومت خود را رو به پایان میبیند و از طرفی نگران آینده بعد از توافق و بعد از خود است. 

او به هرحال میداند که بیش از سه دهه است که دنیا با حکومتی که تمامی قواعد بین المللی را برهم زده ارتباط برقرار کرده و مبادلات تجاری داشته و اگر فشار برخی قدرت های جهانی خصوصا امریکا نبود ؛ اروپایی ها بازار ایران را هنوز جوهر برجام خشک نشده ، قبضه کرده بودند. حتی احتمالا پشت پرده توافق صورت گرفته که جمهوری اسلامی دچار انقلاب مخملی و رژیم چنج هم نشود. اما هر چه دعوا بزرگ تر ، آشتی هم پرسر و صدا و بزرگ تر . تصاویر دست دادن ها در چشم تر . و البته تکنولوژی هم که بسیار پیشرفت کرده و فشار ده ساله هم که مزید بر علت و صد البته مسائل اقتصادی. پس اگر اوضاع بهتر شود برای مملکت و پولی بیاید یا باید خرج جنگ های نیابتی و سوریه شود یا خرج مردم. پول برای مردم یعنی سفر و باز شدن چشمها و توسعه امکانات و بالا رفتن سطح توقعات و شکل گیری مجدد تشکلها و این بالقوه خطری است برای نظام .

حتی درهای بسته باعث نمیشود که مقایسه ای بین دوران پهلوی و جمهوری اسلامی صورت نگیرد. تاریخ قضاوت میکند و دیر یا زود این بر همگان آشکار خواهد شد که برای خواستی مثل دموکراسی لازم نیست که کل مملکت را زیر و رو کرد و انقلاب کرد ؛ چه بسا این خود جمهوری اسلامی و رسانه های اقماریش بودند که رسیدن به دموکراسی در جمهوری اسلامی نیز میسر دانستند . پس چیزی که برای خود پسندیده نیست برای دیگری نیز بر همین منوال بوده .

ممنوعیت مذاکرات یا ابراز نگرانی یا هر روش دیگر فایده ای ندارد. سیاسیون میدانند که در تاریخ ده سال و پانزده سال لحظه ای است و آنها که قدرت در اختیارشان است وقت ، ابزار و اهرم فشار به حد کافی دارند. امریکا یا کشورهای اروپایی رضایت عمومی در سطح جامعه خودشان ، مقبولیت بین المللی و ابزارهای رسمی و بین المللی و مشروع برای فشار به جمهوری اسلامی را دارند . در عوض حکام ایران نه رضایت عمومی دارند ؛ نه مقبولیت بین المللی و نه ابزار.

در بسته مساوی است با از هم پاشیدگی اقتصادی و ویرانی مملکت و تازه اگر به بمبی دست پیدا کنند شاید بتوان کره شمالی در خاورمیانه داشت که بعید است که قدرتهای جهانی آن را تحمل کنند و در باز هم مساوی است با حذف افراطیون جمهوری اسلامی ؛ یک گروه بنا به مصلحت حذف شدند ( احمدی نژاد و سعید جلیلی و ..) و گروه دوم به تدریج کنار زده خواهند شد.


 

۱۳۹۴ شهریور ۳۱, سه‌شنبه

امام خمینی : الهی به قربانت بروم

خوب علم فتوشاپ باعث شده که آدم به هر چیزی که میبیند در نگاه اول اطمینان نکند.
به هر حال یک همچنین باشگاهی تاسیس شده به نام "همسران مشهدی" که همانطوری که از نامش هم پیداست در مشهد است و قصد این باشگاه تحکیم روابط زناشویی است که از طریق تعیین وظایف زن و شوهر ، همدلی با زوجین (!) و ارائه مشاوره صورت میگیرد. 

البته تبلیغات هم نقش اساسی دارد و همانطوری که میدانیم در تبلیغات استفاده از چهره های مشهور یا همان سلبریتی ها و نقل قول های آنان تاثیر مهمی روی بافت های اجتماعی دارد. این هم نمونه ای از بنر تبلیغاتی این باشگاه هست که دوستان زحمت عکس برداری را کرده اند . بنده توانایی تایید یا تکذیب ندارم .
قضاوت با شما !!!!


۱۳۹۴ شهریور ۴, چهارشنبه

خامنه ای , روحانی ؛ از هدایت تا دخالت

یکی از سنتهای جمهوری اسلامی این است که حرف از دهان مسئولی یا وزیری یا هرچه ، بیرون نیامده ، مقام دیگر (احیانا بالاتر) چنان تو دهانی به او میزند و در حالتهای ملایم تر تکذیب میکند . نمونه و مثال از این دست زیاد است .

هنوز یک روز از صحبتهای حسن روحانی (رییس جمهور مملکت) نگذشته است که گفته بود که خمینی در امور دخالت نمیکرد و ایضا علی خامنه ای و اینها همه هدایتهای احتمالا پدرانه و دلسوزانه و به جای رهبری است !!!!!

 خوب دیروز که هیئت دولت با رهبر گذشته جمهوری اسلامی دیدار داشتند که نمیتوانست بیاید و از خودش دفاع کند و نوه اش به نگاههای چپ چپ گاه و بیگاه  بسنده کرده است . به طبع امروز با رهبر زنده جمهوری اسلامی دیداری داشتند . و به هر حال بر ما پوشیده نیست که در تمام دیدارهای آیت الله خامنه ای با هر نهاد و عضو و شورایی که باشد به هرحال نوعی از دلسوزی ها و هدایت ها در راه بوده و هست و خواهد بود.

علی خامنه ای به حسن روحانی در این جلسه هدایت داده که سانسور را تشدید کند و خواستار اجرای صریح سیاست سانسور در مورد محصولات فرهنگی شده است . محصولاتی که به تعبیر خود خامنه ای خواب را از او ربوده است . به هر حال به یاد داریم که دغدغه تهاجم فرهنگی همواره یکی از دغدغه های رهبر جمهوری اسلامی بوده و سابقه طولانی در این مسئله دارد!

البته خامنه ای دستاوردهای اقتصادی دولت روحانی که توسط مدافعان او بزرگنمایی شده را به صورت غیر ملموس کوچک شمرده و رشد اقتصادی سه درصدی را ناچیز شمرده و باز هم هدایت مستقیم به شخص روحانی کرده که برنامه اقتصادی دیگری به جز "اقتصاد مقاومتی" در دستور کار قرار ندهد . این مورد آخر میتواند به معنای این باشد که پولهای رها شده ایران احتمالا قرار است در جای دیگری خرج شود و اوضاع در داخل تغییر چندانی نخواهد کرد !!!

تنها یک نکته و آن اینکه به نظر می آید جملاتی که با کلمه "باید" همراه میشوند ؛ به لحاظ دستوری جملاتی امری به حساب میشوند . اگر نیت خوانی نکرده و شیوه بیان آنها را هم لحاظ نکنیم ؛ و فقط هشداری در مورد قضیه شورای نگهبان را نوعی عتاب به حساب آوریم در نهایت آقای روحانی ، این شیوه کماکان هدایت است ، دخالت است یا به طور کل تعیین تکلیف ؟؟


 

۱۳۹۴ شهریور ۳, سه‌شنبه

هدایت های رهبری و معضلات بازتعریف تاریخ

یکی از معضلات جامعه ایران در هر سطحی این است که علاقه شدیدی به بازگشت به گذشته و بازتعریف آن وجود دارد . دو نکته منفی در این بازتعریف وجود دارد یکی ورق زدن تاریخ از سر به ته و دوم تعریف داستان بر اساس سلیقه شخصی !

از سر به ته تعریف کردن یا بازتعریف کردن یک رویداد که در گذشته به وقوع پیوسته است یعنی حذف عامل زمان . حذف عامل زمان و پیشرفت تدریجی یعنی قصه گویی . یعنی مثلا برای تخریب فلان نهاد در فلان حکومت تمامی فاکتورهای ایجاد کننده فلان اتفاق را نادیده گرفتن . یا فرض را بر این گذاشتن که امکانات امروز در اختیار گذشتگان بوده و به فرض با تمام این امکانات آنها اهمال کرده اند و مثالهایی از این دست . شاید همین جاست که وقتی دلمان نمیخواهد تاریخ تکامل را بررسی کرده و به واقعیتی برسیم ، قصه ای که نهایتا به پنج هزار سال پیش میرسد میسازیم و حاصلش میشود آدم و حوا !

اما در تاریخ معاصر شاید اکبر هاشمی رفسنجانی فرد شماره یک حکومت است که سابقه ای طولانی دارد در بازتعریف تاریخ و خصوصا خاطراتش با روح الله خمینی . کار گاهی به جایی میرسد که خود بستگان خمینی هم خاطرات او را به یاد نمی آورند .
اگر بنا به نوشتن تک تک این مثالها باشد ، احتمالا باید کتابی نوشت و سخنرانی های حضرات را از لای برگ برگ این حکومت سی و شش هفت ساله بیرون کشید و سپس اسناد و شواهد را بیرون کشید تا مشخص شود که یک حکومت با کمی بیش از ربع قرن سابقه چقدر این تاریخ را دستکاری کرده و میکند و خواهد کرد . مسئله ای که شاید اکنون به چشم نیاید و بگوییم که ما فراموش نکردیم حقیقت را ، اما نکته اینجاست که تحریف تاریخ از دو طریق اتفاق میفتد : یک تکرار و تبلیغات و دو تغییر نسلها !

وقتی میرحسین موسوی از دوران خمینی به عنوان دوران طلایی یاد کرد شاید باورکردنی نبود که چه تعدادی از جوانان یک مملکت که دقیقا در همین دوران بزرگ شده بودند به خیابانها امدند و پوسترهایی در دست داشتند که شعارش بازگشت به دوران طلایی امام بود !!!!!

شگفتا که  یاران خط امامی ، چپ نظام ، اصلاح طلبان و کلا تیم هاشمی رفسنجانی مهارتهایشان برای سیاست ورزی مبتنی بر همین طلایی سازی ان دوران است . آخرین اظهار نظر از این دست برمیگردد به رییس جمهور فعلی جمهوری اسلامی حسن روحانی . او گفته که خمینی در امور دولت دخالت نمیکرد و فقط هدایت میکرد ! دو مثال از این دست یکی نزدیک قهر کردن یازده روزه احمدی نژاد و خامنه ای و مثال دورش هم دعوای مجلس و خامنه ای با میرحسین موسوی و هدایتهای خمینی .
روحانی گاهی چنان غلو میکند که حسن خمینی هم نمیتواند جلوی خودش را بگیرد و اینچنین بهت زده به او خیره نشود !
(برای دیدن لینک ویدیویی آن روی حسن خمینی کلیک کنید)

مثلا ما در بازتعریف میتوان بگوییم که گشت ارشاد مردم را در خیابان دستگیر نمیکند ، تذکر میدهد و هدایت میکند و در نهایت آنها را به داخل ون گشت مشایعت میکند . یا در وقایع سال هشتاد و هشت نیروهای بسیج و سپاه و ضدشورش و غیره مردم را کتک نمیزدند یا به زندان نمی انداختند یا نمی کشتند ، آنها را هدایت کرده و در نهایت با باتوم ، زنجیر به خانه ها هدایت کرده و انهایی که به اشتباه به سمت زندان هدایت شده اند را بازداشت کرده و با بطری هدایت میکنند و آنها که باز از خود مقاومت نشان میدادند را به آن دنیای دیگر هدایت میکردند. اظهارات اخیر احمدی مقدم و تکذیب شدنش نیز نمونه هایی دیگر از این بازگوییهای دروغین مقامات جمهوری اسلامی است .

جالب است که ناقلان این نقل قول ها و خاطرات خودشان سوابقی ساختگی و پر از دروغ دارند و البته به طور کل نه حکومت شرم یا باکی دارد از روایت های اینچنینی و نه ساختاری وجود دارد که جلوی این دروغ پراکنی ها را بگیرد .

فقط عامل زمان مشخص خواهد کرد چه وقت حافظه تاریخی یک ملت به کل شستشو داده خواهد شد !





 

 

۱۳۹۴ مرداد ۳۰, جمعه

رییس دفتر خامنه ای و نفوذ امریکاییها بوسیله مک دونالد

شاید یکی از دلایل اینکه مسئله عوام در ایران مطرح است و حکومت کنونی از افکار عمومی به نفع خود استفاده میکند ، تنزل بحثهای کلان مملکتی به مسائل ساده است . شاید بزرگترین نمونه از این دست میزان رای نود و هشت در صدی به جمهوری اسلامی است ؛ با شعارهایی مثل تو دهن فلان دولت زدن ، یا آب و برق مجانی شدن و صاحب خانه شدن و ... که سالها بعد به اشکالی دیگرش را از کروبی (پنجاه هزارتومان) یا احمدی نژاد شنیده ایم .

یادمان باشد که این عوام فریبی ها لزوما جنبه شعارهای مثبت یا همان وعده و وعید را ندارد و گاهی هم میتواند منفی باشد و تنها فایده اش هم پرت شدن حواسها است از اصل واقعه .اندکی بعد از توافقنامه هسته ای بین ایران و شش قدرت جهانی شایعاتی شنیده شد که رستورانهای زنجیره ای مک دونالد قرار است شعبه یا شعباتی هم در ایران افتتاح کند . و هیچکس هم از خود نپرسید (شاید هم پرسید ولی به زبان نیاورد) که یعنی تا به امروز تحریمها به خاطر مک دونالد بوده و اکنون که شعبه ای از مک دونالد در تهران یا چند شهر دیگر افتتاح شود تمام مشکلاتمان به یکباره حل شده و مملکت گل و بلبل میشود !!!

مملکتی که در طول این سی و شش سال حکومت اسلامی بر اثر سو مدیریت ، نادانی ، از بین بردن متخصصین و کارشناسان به هر نحو و تخریب هر آنچه که هست به هر روش ممکن به جایی که رسیده که اقتصادی فلج و فاسد دارد ، قسمت عمده ای از منابع یا تخریب شده و به هدر رفته ؛ مملکتی که تبدیل به یک زیست بوم رو به نابودی شده  است و ....!

این مملکت امروز نیاز دارد که حکومتی بیاید که آرامش برقرار کند ، دنبال قهرمان بازی نرود ، بمب اتم نسازد ، سرمایه های خارجی به خودش جذب کند و از هزار و یک جور کارشناس و کارآفرین و متخصص بهره ببرد تا شاید جلوی ضرر بیشتر گرفته شود و شاید ، شاید و شاید بتوان مملکت را نه تنها از این ورطه نجات داد که شاید رشد و بهبود و پیشرفت را به خود ببیند !

و رهبر یک چنین سیستمی صحبت از سد دفاعی در برابر نفوذ اقتصادی قدرت اقتصادی چون امریکا میکند و خبر از کمک های همه جانبه به مخالفان استکبار مثل حماس و حزب الله و حوثی های یمن و بشار اسد و ... ! و البته هستند کسانی در لندن و واشنگتن که سنگ همین ولی فقیه به سینه میزنند و از سیاستهایش (اگر بتوان نام سیاست بر آن گذاشت) دفاع کرده و یا توجیه میکنند. 

اما در ادامه همین عوام فریبی ها و در اولین مرحله از جلوگیری از نفوذ اقتصادی امریکا ، امروز رییس دفتر آیت الله خامنه ای اعلام کرد که خامنه ای حجت را بر همه تمام کرده و مک دونالد حق تاسیس رستوران در ایران ندارد . بعد از گلپایگانی ، علم الهدی هم در مشهد "این توافق باید همان نتیجه‌ای را داشته باشد که برای امام رضا داشت نه اینکه فرهنگ غربی بر کشور ما نفوذ کند و سفره مک‌دونالد در کشور ما پهن شود."  . صحبتهای حداد عادل و بقیه مقامات مملکتی را هم میتوانید خودتان مطالعه کنید و ببینید کشوری که امروز نیاز مبرم به سرمایه گذاری در بخشهای زیربنایی دارد ، مقاماتش به چه شکلی درگیر مک دونالد شده اند که جلوی نفوذ امریکا را بگیرند!!






۱۳۹۴ مرداد ۲۶, دوشنبه

خامنه ای ؛ اوباما و توافقی مبهم

اولین نکته یک توافق آن هم در سطح بین المللی این است که اصولا این توافق چه کسی با چه کسی است . توافق ایران با جامعه بین المللی که در قالب گروه پنج به علاوه یک نمود پیدا کرده است یعنی توافق کل ایران با کل آنها ! توافق یک جناح از حکومت جمهوری اسلامی با یک حزب امریکایی هم مگر داریم ؟؟ مگر میشود ؟؟؟

 خوب به فاصله دو روز از کیهان شریعتمداری ، بازوی رسانه ای ولی فقیه که پرده از مخالفت خامنه ای با برجام برداشته بود ، خود شخص ولی فقیه هم در سخنرانی امروزش تاکید کرد که راه نفوذ امریکا را خواهیم بست و مجددا شمشیر را از رو بست.( به غیر از یکی از چهره های مرتبط با سپاه پاسداران ، دفتر خامنه ای صحبتهای شریعتمداری را رد نکرده است )
 شاید صحبتهای امروز خامنه ای به نوعی تو دهنی به امثال کسانی باشد که باجیر یا بی جیر و مواجب از جمهوری اسلامی دفاع میکنند و تقصیر به گردن اسراییل و جمهوری خواهان میندازند . خامنه ای بار دیگر تاکید کرده و اینبار پرقدرت تر از سخنرانی عید فطر که جمهوری اسلامی از هر کس که اسراییل را بکوبد حمایت میکند. 

شاید اندک امید گروههای متمایل به اصلاح طلبان در داخل و خارج از ایران به صحبتهای عراقچی  بود ، تا شاید توافق اتمی به مجلس نرود و اقدامات ایران داوطلبانه باشد و نه به اجبار . البته روی مثبت سکه بود و طرف منفی آن این بود که اصولا چنین توافقی تصویب نشود و اوضاع بهتر که نشود هیچ ، از گذشته هم بدتر شود. اما اکنون که خامنه ای تاکید کرده که هنوز چیزی معلوم نیست و باید تصویب بشود ( البته ظاهرا مشخص نیست در مجلس شورای اسلامی یا شورای امنیت ملی ) هم اینطرف و هم آنطرف !!!

به عبارت دیگر باید به اوباما یادآور شد که مسئله فقط برنامه هسته ای یا حق غنی سازی نیست . مسئله بازکردن سفارت و گل و بلبل شدن فضا نیست . مسئله مخالفت اسرائیل یا رقابت با جمهوری خواهان نیست . جمهوری اسلامی یه حکومت دیکتاتوری-ایدئولوژیک است که نمیتواند و نمیخواهد که تغییر موضع یا سیاست دهد . چهره های خندانی چون خاتمی ، روحانی ، ظریف و ... فقط برای خریدن وقت است . زمانی که برای مذاکره کردن از دست میرود ، زمانی که برای تصویب شدن میرود و زمانی که طول میکشد تا شاید تحریم هایی دیگر از سرگرفته شود و باز جمهوری اسلامی تغییر چهره ای موقتی بدهد و باز میز مذاکره ای دیگر و همین طور الی الابد .

قسمت اسفناک و نگران کننده  ماجرا این بود که هنوز جوهر توافقی علی الظاهر خشک نشده بود ، شرکتهای اروپایی و بعضا امریکایی به ایران سرازیر شدند و مسائل دیگر از جمله حقوق بشر قربانی فرضیات سیاسی شدند ؛ خصوصا که در دوران روحانی این موارد به حد اعلای خودش رسیده و کسی هم صدایش را درنمی آورد که دامن دولت بنفش لکه دار نشود .

قسمت خاص ماجرا هم اینجاست که عده ای در امریکا برای توافق هسته ای و به نفع جمهوری اسلامی و ضد اسراییل تظاهرات میروند و در داخل عده ای برای لغو چنین توافقی جلوی مجلس مملکت تظاهرات میکنند . قاعدتا باید برعکس این حالت اتفاق بیفتد !




۱۳۹۴ مرداد ۲۳, جمعه

برنامه های تحلیل سیاسی , تحلیل میروند

دیشب دو برنامه به ظاهر جنجالی سیاسی دیگر یکی از صدای امریکا و دیگری از بی بی سی فارسی پخش شدند .
موضوع برنامه اول راز یک انفجار بود که در واقع با توضیحات صفحه افق در فیسبوک و نظر سنجی که در این صفحه قرار داده شده بود ، قرار بود مسئله انفجارهای اوایل انقلاب مطرح شده و ریشه یابی شود و همین طور بررسی شود که آیا این انفجارها تاثیری در کادر رهبری جمهوری اسلامی داشته یا نه !
برنامه دوم که در مجموعه برنامه های صفحه دو آخر هفته بود ، نیز اختصاص داشته به بحث به اصطلاح داغی که این روزها مطرح است که آیا توافق هسته ای با جمهوری اسلامی در کنگره تصویب میشود یا خیر !

برنامه افق با حضور ایرج مصداقی و امیرعباس فخرآور یکی از افتضاحترین برنامه های به اصطلاح سیاسی بود که در این مدت دیده بودم . این که فخرآور چه کسی است و یا ایرج مصداقی چه پیشینه ای دارد موضوع این بحث نیست . موضوع نوع مطرح شدن بحث بود . کتابی ظاهرا نوشته فخرآور که به گفته خودش بر اساس گزارش تلویزیونی تلویزیون دولتی روسیه است که ادعا میکند که علی خامنه ای رهبر کنونی جمهوری اسلامی از محصلین این دانشگاه بوده است . بعد به دنبال سند و مدرک گشته که ثابت کند که خامنه ای با عبا و عمامه و قایق رفته و درسی خوانده (که ای کاش خوانده بود) اما این شد موضوع برنامه و آقای مصداقی از این و آن اسم میاورد که اثبات کند خامنه ای نرفته و فخرآور چند اسم دیگر ردیف میکرد که او رفته است و تنها در ده دقیقه پایانی فرصتی شد که بحث انفجارها مطرح شود و البته باز هم به صورت رازی باقی ماند و تاثیر آن هم بر کادر رهبری جمهوری اسلامی مشخص نشد .

مجری برنامه کاملا بیطرف نبود و خود اداره کننده برنامه خود یک سر دعوا بود . آقای مصداقی بارها از کوره در رفت که در مورد آخر مجری مجبور به قطع صدای او از برنامه شد . شاید تنها نکته مثبت این باشد که عده ای مطلع شدند که فخرآور کار جدیدی کرده ؛ جنجال جدیدی به پا شده و باز پای دوستان قدیمی فخرآور به موضوع باز شود و باز افشای یکدیگر . هیچ نکته اموزنده ای در این برنامه نبود حتی از لحاظ اخلاقی .

اما برنامه صفحه دو خیلی جنجالی نبود ، میهمانان مهدی خلجی و تریتا پارسی بودند . برنامه در حدی بود که اگر شما ده دقیقه از بحث را مشاهده میکردید گویی کل برنامه را دیده اید. مهدی خلجی خودش را به در و دیوار میزد و برهان میاورد که این توافق ، یک توافق سست است و تریتا فقط میگفت که جمهوری خواهان و اسراییل نمیخواستند توافق بشود و "اوباما این را خوب فهمید و جلویش را گرفت" کل یک ساعت برنامه عینا همین بود !!!!

دو ایده مطرح میشود :

نخست اینکه شاید واقعا در مورد ایران و جمهوری اسلامی سوژه ای باقی نمانده است و آنقدر گفته شده که برنامه های سیاسی که در ذات باید به مسائل ایران بپردازد ، وارد حاشیه و مسائل غیر اصلی و نامرتبط میپردازد !

دوم اینکه به نظر میاید با طرز برخورد خاص ، گزینشی و به خصوص حزبی (و حتی باندبازی) که در سیستم سیاسی داخل و خارج از کشور وجود دارد ، شاید عده ای از تحلیلگران سیاسی دیگر تمایلی به شرکت در این برنامه ها ندارند یا اینکه از سوی خود این رسانه ها حذف شده اند و یا تنها سالی یک بار دعوت میشوند .

نقد جمهوری اسلامی در داخل که با آن وضع روبروست ؛ اگر نقد و تحلیل سیاسی خارج از کشور ؛ انهم از دو رسانه به اصطلاح معتبر به این شکل پیش برود ، با از دست دادن بیننده پای در مسیری میگذارد که تقریبا نقد جمهوری اسلامی به فراموشی سپرده شود.