۱۳۹۴ مرداد ۲۲, پنجشنبه

آنچه از آتنا فرقدانی باید آموخت

آتنا فرقدانی کارتونیست زندانی که به تازگی برنده جایزه شجاعت در کشیدن کاریکاتور از سوی نهادی به نام شبکه بین المللی حقوق کاریکاتوریست شده است. این جایزه که در کمتر از یک ماه دیگر در نشست سالانه انجمن به وی اهدا خواهد شد ؛ متعلق به کسانی است که به خاطر کشیدن کاریکاتور آزادی شان در خطر قرار گرفته است. این جایزه البته به دو ایرانی دیگر هم داده شده ؛ مانا نیستانی و نیک آهنگ کوثر . که البته بی بی سی فارسی  تنها مانا را به خاطر میاورد ؛ علیرغم اینکه خبر زودتر توسط خود نیک آهنگ در سایت خودنویس منتشر شده و یادآوری کرده که این جایزه را در سال 2001 دریافت کرده ! 
و البته ما نیز خوشبین هستیم که این مسئله هیچ ارتباطی به پرونده مهدی هاشمی و کرسنت و استات اویل ندارد.
 
اما آتنا ؛
به نظرم جدای از ابعاد سیاسی قضیه ، از نقطه نظر اجتماعی هم رفتار آتنا هم یک تحول و هم یک استثناست. در روزگاری که تقریبا حتی بسیاری از زنان و دختران هم مسئله حق و حقوق خود را فراموش کرده و در بهترین حالت آن را به مسائل مالی پیوند میزنند ، این که دختری جسارت کند و از طریق هنر نقاشی یکی از ارکان نظام (مجلس شورای اسلامی) را نشانه برود و بعد از زندانی شدن و آزادی که در اثر اعتصاب غذا به دست آورده ، رکن دیگر نظام (قوه قضاییه) و یک نهاد نظامی امنیتی (اطلاعات سپاه) را هدف قرار دهد ؛ به تنهایی شجاعت ، بلکه فوق شجاعت است . 

من کاریکاتور آتنا را نه تنها توهین نمی دانم ، بلکه آن را احترام تلقی میکنم . آتنا فرض را بر این گذاشته که آنها یا نمیفهمند یا در حال تقلید کورکورانه هستند ( نمادهای گاو و میمون) . نماینده ای که شورایی مثل شورای نگهبان باید او را تایید کند تا اصولا به مرحله رقابت برسد ؛ و ملاک سطح تحصیلات و میزان تجربه او در قانون نویسی نباشد ، وقتی برای رقابت انتخاباتی از رانت استفاده میکند ، ملاک مردم اقدامات موثر گذشته او نباشد بلکه بریز و بپاش روزهای منتهی به (مثلا) انتخابات باشد و در نهایت هم قوانین حکمهای حکومتی باشد  و مابقی توسط همان شورای نگهبان رد بشود و در نهایت هم پس از تصویب دولتی مثل دولت احمدی نژاد اصولا آنها را به جایی حساب نکند ؛ چه قانونی را میخواهد تصویب کند که خاستگاه مردمی داشته باشد و پشتوانه اجرایی ؟؟؟

در این مورد خاص ، مسئله برابری دو انسان که یکی مرد و یکی زن است؛ چقدر مغایرت دارد با قوانین دینی اسلام و شریعت ، چه قدر مغایر ارزشهای به اصطلاح انقلابی و اهداف والای نظام مقدس است ؛ چقدر کاستی ها دارد که بعد از سی و شش سال و بلکه بیشتر تصویب نمیشود و احتمالا نخواهد شد !

و در نهایت این حرفها را که بزنی رکن دیگری از نظام با روش اسلامی خود که در آن قاضی و دادستان و هیئت منصفه و گاها وکیل همه یک نفر است حکم از پیش تعیین شده را ابلاغ میکند و بازوی اجراییش به روشهای قرون وسطایی اجرا میکند !!
و چه ساده لوحانه میپنداریم و میپذیریم که چنین سیرکی ، قهرمانی دارد و مرد خردمندی دارد که خواهد آمد ، کلیدی می اندازد و ما را از شر همه اینها نجات میدهد یا دست کم از بار مشکلاتمان کم میکند .

آنچه او میاموزد ، آنهم  در سرزمینی که دروغگویی ؛ پنهان کاری و باند بازی ارزش است ؛ این است که حقیقت را باید گفت ، تمام حقیقت را باید گفت و باید در دفاع از آن تا پای جان ایستاد. بدون حقیقت و بدون صداقت ما بیش از حیواناتی سخنگو نخواهیم بود !






 

۱۳۹۴ مرداد ۱۷, شنبه

پدیده ای به نام علیزاده در تحلیل سیاسی

در طول تاریخچه تحلیل سیاسی در رسانه های خصوصا تصویری خارج از کشور ، دیده بودم اشخاصی که حالا به خاطر جهت گیری های خاص فکری و یا ایدئولوژی که از آن حمایت میکنند به نحوی با جمهوری اسلامی در برخی نقاط همراه میشدند و تحلیل های عجیبی را ارائه میدادند . همیشه هم این افراد بخاطر چشم پوشی از واقعیات از طرف سایرین شرکت کنندگان در مناظره مورد سوال قرار میگرفتند ؛ گاها حتی باعث ناراحتی بیننده میشدند . شاید اگر درست یادم باشد شخصی به نام سمیعی در برنامه ای در تلویزیون پارس که میزبان آن مجری سرشناس میبدی بود نمونه ای از این دست باشد که به خاطر سفت بستن کراواتش هم قدری شهره شده بود.

اما فردی در چند ماه اخیر ؛ لااقل تا آنجایی که من یادم میاید در رسانه های فارسی زبان خصوصا صدای امریکا و بی بی سی فارسی به عنوان تحلیلگر شرکت میکند که واقعا دست تمامی تحلیلگران را از پشت طوری بسته که در برنامه اخیر بی بی سی به نام صفحه دو ، مجتبی واحدی به شوخی پیشنهاد میدهد که برود و با رسانه های داخل ایران مصاحبه کند !!! 

من نمیدانم که این فرد کیست و از کجا آمده (هر چند چیزهایی در رابطه با او شنیده ام ) اما چیزی که برایم جالب شده است و در این مورد آخراعتراضم را نسبت به حضور این فرد در برنامه های سیاسی ابراز کردم ، دعوت از این فرد برای بحث پیرامون برنامه اتمی و هزینه ها و دستاوردهای آن بوده در هر دو شبکه صدای امریکا و بی بی سی فارسی  !!!!

اولا بنا نبوده و نیست که تا مادامی که در ایران به هیچ وجه آزادی بیان نیست ؛ چنین چهره هایی به اسم آزادی بیان بیایند و در هر رسانه ای که دلشان خواست هر حرف نامربوطی را بزنند . تا امروز هم به اندازه کافی از تریتا پارسی و اکبر گنجی و کدیور و موسوی خویینی و امثالهم زیاد داشته ایم . 

دوم هر وقت تحلیلگران مخالف نظام توانستند در کشور خودشان حرفشان را بزنند و به مشکلی گرفتار نشوند ، هر وقت امثال فرخزاد و بختیار حتی در خارج از مرزهای ایران به خاطر عقیده شان در امان بودند ، اینها حق دارند بیایند و از یک رسانه خارجی استفاده کنند وگرنه تمام ایران از این حرفها و تبلیغات پر شده است .

سوم اینکه واقعا به نظرم ؛ شان تحلیل سیاسی دارای خدشه شده و کم کم اندک کسانی هم که حوصله ای داشتند و دغدغه ای برای مملکتشان هم حوصله شان از این تحلیل آب دوغ خیاری یا در واقع به قول دوستی ؛ مدل سازی مالیخولیانه یک چنین آدمی سر رفته و خواهد رفت . یک تحلیل گر سیاسی بر اساس مطالعات خود بر روی موضوع مورد بحث ، بررسی اسناد و مدارک و صد البته با زبانی شیوا و رعایت آداب دیپلماتیک صحبت میکند . در هر دوی برنامه ها علیزاده مساله رو با حسن داعی و مجتبی واحدی به دعوای شخصی نازل کرده و به سبک احمدی نژادی قضیه را پوپولیستی و به قول خودش ساده میکند و بعد هم درمواردی اتهام زده و به خیال خودش با نقل قول فلان تحلیلگر او را در مقابل ملت قرار میدهد . در نمونه اخیر تحریم ها را به گردن مجتبی واحدی و همفکران آقای داعی و ... نسبت میدهد.

در مورد اینکه اصولا چرا چنین هزینه ای برای چنین برنامه ای شده که ابتدا مخفیانه بوده و قراربوده به قول همفکران علیزاده بازدارنده باشد . و چرا سالها جمهوری اسلامی باز هم از جیب ملت ایران خرج کرد برای برنامه ها و لجبازی های خودش میشود ساعت ها نوشت و یا بحث تلویزیونی و رسانه ای داشت . یک زمانی تحلیل های اصلاح طلبانه و مغرورانه و حتما ضد حکومت پهلوی را از مسعود بهنود را به خاطر بیان شیوایش اقلا گوش میکردیم ، و یا چشم پوشی واضح ابراهیم نبوی به قتل اینهمه انسان در سال شصت و هفت را به خاطر طنزش یه جایی از دلمان قایم میکردیم که کسی شک نکند .

سوال من این است که آیا واقعا لازم است که چنین چهره هایی را در رسانه ها داشته باشیم یا خیر ؟؟
با احترام به فریدون فرخزاد که در سالگرد مرگ او هستیم ...




 

۱۳۹۴ مرداد ۱۶, جمعه

قمار اوباما روی صفحه شطرنج

جایی خوانده بودم (و فکر میکنم از دکتر دهشیار بود) که دنیای امروز برخلاف دوران جنگ سرد با بازی پوکر پیش نمیرود ؛ بلکه بازی سیاست دنیای معاصر بیشتر شبیه شطرنج شده است. توضیح مختصر اینکه وقتی کشوری منابع ثروت و تولید دارد ، در نتیجه دست بازتری دارد برای بازی و مهره های کمتری از دست میدهد و در واقع برد او یکی همین از دست ندادن مهره های ارزشمند است و چه بسا از بین بردن مهره های حریف . در واقع لزومی به درگیری نظامی و به نظاره نشستن نتیجه آن وجود ندارد ، گاهی وقتها یک تحریم ساده میتواند در طولانی مدت کشوری را از پای دربیاورد .

اما من واقعا متوجه این موضوع نمیشوم که چرا سیاست مداری مثل اوباما که به نظر میامد که به این بازی واقف است ، چرا در پایان میز شطرنج را جمع کرده و بازی پوکر عجیبی را در چند جبهه دنبال میکند .

خوب در وهله اول کسی که سالها تحریم کرده باید از موضع قدرت بیشتری برخورد میکرد و باید میدانست که جمهوری اسلامی کوتاه خواهد آمد . اصولا تحریم صورت گرفته بود تا یک دولت سرکش با سابقه اعمال تروریستی در منطقه و جهان ؛ اعمال خشونت در داخل کشور و تضییع حقوق شهروندان به طور گسترده و سیستماتیک ، و سابقه فعالیتهای مشکوک هسته ای با ابعاد نظامی احتمالی و بخصوص ناقض توافق دوازده سال پیش پای میز مذاکره بیاید.

تا آنجایی که من یادم میاید ، این توافق بر مبنای راستی آزمایی بود و نه اعتماد . بنابراین حضور اروپایی ها و امریکایی ها حداقل در بازار اقتصادی ایران ، قدری بی معنی به نظر میرسد . یعنی جوهر توافق خشک نشده که اعتمادها حاصل شده و فقط منتظر این هستیم که کنگره هم تصویب کند و دنیایی پر از گل و بلبل ؟

اول اینکه این مذاکرات یکی از مضحک ترین مذاکراتی است که جریان داشته ؛ تماما پشت درهای بسته و گاهی خبر داد و بیدادی یا پرت کردن خودکاری از آن به بیرون درز میکرده و یا یکی لبه تراس هتل میامده و خبر میداده !!!

دوم اینکه اینها از طرف جامعه بین الملل حق ندارند یواشکی مذاکره کنند و هر دو ملت ایران و امریکا باید بدانند چه گذشته و چه امتیازهایی داده و گرفته شده است . این نه تنها در مورد ایران بلکه در مورد قضیه توافق ایران با آژانس و حتی مسئله سوریه در روزهای اخیر هم به همین شکل بوده . مهمترین مسائل جهان هستند و کسی نمیداند که جزییاتش چیست که بتواند در فردایی کسی را پای میز بکشاند و توضیح بخواهد . خوب از اول هم که همین بود !!!!

سوم اینکه حتی چهره های مطرح دموکرات ها هم مخالفت خودشان را با این توافق اعلام کرده اند و جان کری گفته که اگر این توافق تصویب نشود ؛ هیچ گزینه دیگری نیست جز اینکه ایران غنی سازی را از سر بگیرد و امریکا هم نه تنها قادر به جلب حمایت جهانی نیست بلکه قادر به بازرسی هم نخواهد بود !!!

اینطور که به نظر میاید ماحصل یک توافق اینچنینی برای ایالات متحده تشدید اختلافات داخلی ؛ از دست دادن کنترل برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ، از دست دادن شرکای بین المللی ؛ درگیری با اسراییل و ... است . 





 

۱۳۹۴ مرداد ۳, شنبه

جوابیه ظریف و ماهیت جمهوری اسلامی

در ماههای منتهی به توافق هسته ای و به خصوص هفته ها و روزهای پیش و پس از آن بودند و هستند کسانی که امیدوار بودند و هستند که جمهوری اسلامی چرخشی صد و هشتاد درجه کند و به اصطلاح مملکت گل و بلبل شود.

این دقیقا مشکل اصلی و بزرگ جامعه ایرانی و بخشی از اپوزوسیون خارج از کشور هست که بعد از نزدیک به چهل سال نتوانسته ایم ماهیت جمهوری اسلامی را درک کنیم . شاید اگر بخواهم در یک کلمه جمهوری اسلامی را توصیف کنم کلمه ای بهتر از "ماجراجو" پیدا کنم . جایی میخواندم که خود محمد جواد ظریف گفته که مهارتهای امروزش را مدیون آزمون و خطاهایی میداند که گاها هزینه های سنگینی برای کشور و ملت ایران داشته است. معنای حرفم این است که این حکومت راههای اکثرا غلط خود را میرود و بعد از اینکه سرش به سنگ خورد و هزینه ها تراشیده شد ، ضررها زده شد ، جان عده ای گرفته شد ، در نهایت جام زهری سر کشیده و سر جای اول خود برمیگردد ولی با همان میل به ماجراجویی اولیه !

نتیجه این قهرمان بازیها ، ماجراجوییها و ایجاد بحران کردن ها ممکن است به بقای نظام کمک کند ؛ چرا که این حکومت با بحران است که میتواند بقا داشته باشد ؛ اما در دراز مدت بحران از مرزهای شهری و کشوری گذشته و بعد از همسایگان امروز منطقه ای را در برگرفته که به صورت نیابتی درگیر جنگ و خونریزی است و همه شمشیرها را برای هم از رو بسته اند.
یعنی حتی اگر فرض بر این باشد که حمله احتمالی مثلا امریکا هم با این توافق برطرف شده باشد ، هنوز سایه درگیری احتمالی با ترکیه و عربستان و اسرائیل چندان هم بعید نیست . کوتاه اینکه دشمن تراشی ها و ماجراجویی های بی دلیل در منطقه که البته با سرمایه های این مملکت برای جمهوری اسلامی میسر شده ، هزینه های دیگری هم خواهد داشت که یک جنگ دیگر میتواند از تبعات احتمالی آن باشد.

چه بخواهیم یا نخواهیم ، چه موافق باشیم و چه نباشیم ، جمهوری اسلامی همواره در طول عمر خود از همین ویژگی برخوردار بوده و تغییر نخواهد کرد . فرقی ندارد که کارشناس مثلا اقتصاد یا سیاست باشیم و در اسرار رژیم کنکاش و پرده برداری کنیم یا یک شهروندی عادی با تحصیلات معمولی یا پایین . وقتی رهبر یک نظام بعد از یک توافق نصفه و نیمه آن حرفها را میزند؛ یا جعفری فرمانده سپاهش حرفهای احمدی نژاد را تکرار میکند ، بعد کم کم ولایتی مشاور امنیت ملی خامنه ای برای آژانس انرژی اتمی خط قرمز تعیین میکند ؛ خوب میگوییم خط مشی تندروهای حکومتی همین است. اما چرا قهرمان هسته ای جمهوری اسلامی و برخی رسانه ها به ناگاه آشفته میشود و جوابیه ای به جان کری میدهد که رفته بوده در جلسه شورای روابط خارجی که شاید یک جلسه خصوصی در کشورش محسوب میشود ؟

این جوابیه دو بند جالب برای من دارد یکی بند سه و قضیه شصت سال پیش که هیچ ربطی به جمهوری اسلامی ندارد و دیگری بند پنجم . یعنی تعدادی آدم و لابیست و رسانه اینور و آنور برای آدم تبلیغ کنند و خود آدم به دو زبان حداقل بیاید و بگوید که :"سیاست جمهوری اسلامی ایران پیرامون مسائل منطقه‌ای و ارتباط با آمریکا کاملا روشن است و دولتمردان کشور در کنار ارتش، سپاه و نیروهای مسلح و در چارچوب فرمایشات مقام معظم رهبری در موضوعات مختلف یک سیاست واحد را دنبال می‌کنند و تفاوتی بین نظامیان و غیر نظامیان وجود ندارد." 

البته هستند کسانی که بیایند و تفسیر کنند که منظور چنین بود و چنان ... 
ما اسمش را گذاشته ایم ماستمالی کردن و ماله کشیدن !


۱۳۹۴ مرداد ۱, پنجشنبه

توافق خوب ، بد و زشت

من فکر میکنم قبل از اینکه به خوشحالی بپردازیم ، واجب است که به این مسئله فکر کنیم که چرا توافق شد ؟
خوب در وهله اول یک نظام حکومتی نه چندان مهربان و منعطف نسبت به ملت خود، منطقه و کلا جهان سالهای سال وقت و هزینه صرف میکند تا مقداری اورانیوم را به طور مخفیانه غنی کند که سرانجام گویا در سال هشتاد و یک برملا شد و کم کم حکومت جمهوری اسلامی وادار شد که با دنیای آن روز بنشیند پای یک میز !

نکته اساسی اینجاست که یادمان نرود که آن سالها ؛ سالهایی بود که امریکا زخم خورده از عملیات تروریستی یازده سپتامبر بود و رسما جمهوری اسلامی ، عراق صدام حسین و کره شمالی محورهای شرارت در دنیا معرفی شده بودند.
پس طبیعی بود که جمهوری اسلامی که بزرگترین دغدغه سی و اندی سال حکومتش تضمین بقایش بود به تک و تا افتاده و پای میز مذاکره با آلمان و فرانسه و انگلیس برود و کل فعالیتهای هسته ای خودش را به حالت تعطیلی و تعلیق دربیاورد.

حدود دو سال بعد و در دوره محمود احمدی نژاد ، از تاسیسات هسته ای فک پلمپ شد و مذاکراتی که بعدها طرفهای آن به شش افزایش پیدا کرد ، به جایی نرسید و قطعنامه پشت قطعنامه تا دولت تحت رهبری روحانی که خود رهبر مذاکرات سعد آباد بود بالاخره بعد از ماهها کلنجار با طرفهای بین المللی به توافق رسیدند . توافقی که هنوز امضای آن خشک نشده بود که جعفری سردار سپاه آن را بی ارزش قلمداد کرده و علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی هم با ادبیاتی بازاری و غیردیپلماتیک نسبت به ثابت بودن برنامه های جمهوری اسلامی تاکید کرد.

نکته مهم اینجاست که این هزینه ای که تاکنون صرف بازی هسته ای جمهوری اسلامی شده ، فرصتهایی که از دست رفته ، سرمایه هایی که از مملکت چه به صورت منابع طبیعی و چه به شکل فرار مغزها یا فعالین مدنی یا روزنامه نگاران و غیره خارج شده و یا زایل شده و گاها غیر قابل بازگشتند ؛ فقط و فقط به وسیله حکومت اسلامی انجام شده و مقصر دیگری ندارد.
هنر گروه اصلاح طلب حتی در این حد هم نیست که اوضاع را به حالت اول برگردانده باشد ، چون غیر ممکن است . با بازگرداندن پولها و سرمایه های ایرانی و سرمایه گذاری خارجیها هم این اقتصاد تقریبا ورشکسته حالا حالاها راه به جایی نخواهد برد و شاید تنها نکته مثبت این توافق یکی دور شدن سایه جنگ باشد و دیگری زنده شدن امیدها !

جمهوری اسلامی قبل از اینکه سه بر دو در مذاکرات اتمی پیش بیفتد ، تعداد نامتنابهی گل بخودی زده که به این زودی ها جبرای نمیشود و اصولا هیچ تضمینی نیست که سرداران سپاهش و نیروهای تندرو و در نوک پیکان علی خامنه ای دوسال دیگر دوباره دست به ماجراجویی نزنند و فک پلمپی نکنند و میز توافقات امروزه را واژگون نکنند . امروز هر چقدر هم در رسانه های این ور و آن ور در بوق کرنا کنند که توافق شده و هورا بکشند برای مثلا مصدق زمانه یا همان ظریف ؛ هر چقدر دوقطبی موافق و مخالف توافق ایجاد کنند و سعی کنند در مصاحبه ها از مخالفان توافق خائن و از موافقان قهرمان بسازند ؛ کلیپ هسته ای به امثال تتلوها بدهند که بسازند و هزار و یک چیز دیگر ؛ اولا نه در رفتار داخلی جمهوری اسلامی با ملت ایران فرق چندانی حاصل خواهد شد (نمونه اش آخرین گزارش عفو بین الملل) و نه در رفتار منطقه ای جمهوری اسلامی !

زمان نشان خواهد داد که آیا این جمهوری اسلامی لااقل پایبند به تعهدات بین المللی خود خواهد ماند یا خیر ؟
زمان باز هم نشان خواهد داد که آیا این توافق تاثیری مثبت در سفره ملت ایران خواهد داشت یا منفی ؟
زمان نشان خواهد داد که جمهوری اسلامی سخت بتواند تغییر ماهیت بدهد !

۱۳۹۴ خرداد ۲۳, شنبه

بیست و نه خرداد چه خواهد شد ؟

به نظرم اولین پرسشی که باید به جد بهش فکر کنیم و جوابی براش پیدا کنیم اینه که اصولا خواسته های زنان مدرن جامعه اصولا چه خاستگاه اجتماعی دارد ؟؟؟ آیا این تمام زنان جامعه هستن که میخواهند به حق و حقوقی برسند یا اینکه این خواسته بخشی از جامعه زنان در برخی شهرهای بزرگ است !
مشکل بزرگ تمامی جنبشهای اجتماعی -لااقل در بیست سال گذشته که همگی هم به بن بست رسیده اند- در ایران این است که هر گروهی بنا به مشکلاتی که پیدا میکند ، دست به شورش و تظاهرات و تحصن و غیره میزند و گروهی که منافعی نمیبرند به راحتی پا پس میکشند . چه بسا اصولا مخالف نفع گروه نخست نیز باشند.مثالهایی از این دست میتواند جنبشهای دانشجویی سال هفتاد و هشت ، جنبشهای کارگری ، اعتراض بازاریها ، جنبش سبز در سال هشتاد و هشت و کمپین یک میلیون امضا در سال هشتاد و پنج باشد .
مشکل دانشجویان ، مشکل سایر جامعه نیست ، مشکل کارگر، مشکل دانشجویان و بازاریها نیست ؛ تقلب انتخاباتی مشکل بقیه جامعه نیست و به همین شیوه و سنت ، مشکل زنان جامعه ، مشکل مردان آن جامعه نیست . چه بسا سلب این حق و حقوق از زنان ریشه در خواسته های مردان همین جامعه دارد و شاید مردان جامعه از نفع بردن زنان جامعه ذی نفع نخواهند بود و بلکه در تقابل با خاستگاه فکری مردان جامعه باشد . اضافه کنیم به این جمعیت زنانی را که این شیوه زندگی را به هر دلیل باور کرده و پذیرفته اند که باید از یک سلسله حق و حقوق مسلم اجتماعی و مدنی محروم باشند .
عدم داشتن انتخاب نوع پوشش ، عدم اجازه ورود به ورزشگاهها ، جدایی جنسیتی مدارس و دانشگاهها و حتی وسایل نقلیه عمومی ، مسئله روابط جنسی ، و همین طور سلسله ضد قوانینی در مورد مسائل خانواده ، همه تبدیل به نوعی باور و فرهنگ شده اند که حتی بسیاری از زنان و دختران نسل جدید و به اصطلاح روشنفکر و متجدد هم به سختی بتوانند در خارج از این دایره بسته به آن نگاه کنند.
به هر حال همین زنان با هر ایده و طرز فکر در مقیاس وسیعی دل به دولت به اصطلاح تدبیر و امید بستند و رای ها به داخل صندوقهای رایی انداختند -سخت بتوان اسم انتخابات گذاشت- و آنچه بعد از دو سال بدان رسیده اند اجازه ورود به برخی از ورزشگاهها برای مشاهده برخی رشته های ورزشی است که خود همین هم مساله ای شده برای نظام حاکم .
دولتی که در حل مشکلات اقتصادی-معیشتی و مهار تورم عاجز بوده ، در برگ برنده اش -مذاکرات اتمی- هنوز اتفاق قابل ذکری نیفتاده ، مسئله حصر را که به کلی به باد فراموشی داده ، فجایع جدی زیست محیطی را به گناهان کبیره پیوند میزند و در مقوله فرهنگ و هنر هم که شاهد وضع سینما و کتاب هستیم و تعداد زیادی از کنسرتهای داخلی نیز لغو میشوند .پس تقریبا در هیچکجا و در هیچ زمینه ای راه حل قابل قبولی ارائه نداده است . این دولت برگهای کمرنگ برنده ای دارد که حق ورود زنان به ورزشگاهها -در میان دریای از حق و حقوق و مطالبات زنان-یکی از آنهاست . و آنهم به لطف امت حزب الله در هاله ای از ابهام است و علیرغم تمام وعده ها و حتی قول برخورد با برهم زنندگان ؛ فعلا سخنگوی پلیس صحبت از عدم دریافت ابلاغیه ای کرده در ارتباط با حفظ امنیت ورزشگاه و خود فرمانده پلیس هم برخورد با کنسرت ها و ممانعت از حضور زنان در ورزشگاهها را از وظایف ذاتی نیروی انتظامی دانسته  و معنای آن یک چیز است ، امت حزب الله که از پشتیبانی نیروهای امنیتی ، سپاه پاسداران و نیروی بسیج برخوردار است پتانسیل این را دارد که وارد معرکه شده ، ضرب و شتم و رعب و وحشتی به راه بیندازد و در نهایت هیچ نهادی مسئولیت نپذیرد ، تلاشها و مثلا پیگیریهای کمیته های حقیقت یاب به جایی نرسد و در نهایت خود زنان از ترس برخورد فیزیکی عطای رفتن ورزشگاه را به لقایش ببخشند .







۱۳۹۴ خرداد ۲۱, پنجشنبه

دست و انگشت اشاره امام

قبلنا اینطوری بود که یه دو خط شعری مینوشتی و "گویای همه چیز بود و خود ناچیز"
لکن در دنیای امروز ما و عصر ارتباطات و تکنولوژی گاهی هم پیش میاید که یه عکسی به اشتراک گذاشته میشه و اون عکس خود گویای همه چیز است و خود ناچیز !!
گویا این عکس و این پوسترها توی متروهای تهران متناوبا نصب شده و اسباب خنده ایضا !
حالا اینکه نویسنده و طراح این پوستر که احتمالا از این معاونتهای فرهنگی و تبلیغات اسلامی و غیره بوده چرا اینقدر تاکید داشته به دست و انگشت سبابه و اینا رو ما نمیدونیم !
اینکه چجور انگشت سبابه ای هم داشته عمامشون که پیچو خم ها رو هم میتونسته نشون بده بر ما پوشیدس و عکسی هم در این ارتباط فعلن موجود نیست و هنوز هم مشخص نیست که هاشمی خاطره ای از انگشت و دست عمام داره یا نه !
توجهتون رو به پوستر جلب میکنم