۱۳۹۱ آبان ۲۲, دوشنبه

پیشنهاد از روسیه ، تصمیم از خامنه ای

یه جورایی آدم یاد تصمیم کبری میفته وقتی پای این جور تصمیمات تو زندگی آدم باز میشه ..دیگه چه برسه 
به اینکه آدم یه کاره ای هم تو مملکت باشه و یه حرفی زده باشه و مجبور بشه عکسش رو عمل کنه !!
این روزها که مذاکره بحثش داغ شده ، روزهاییه که حسابی دنیای بین الملل داره به جمهوری اسلامی 
فشار میاره و به طرز عجیبی شطرنجی بازی میکنه که احتمال برد که برای جمهوری اسلامی نیس که هیچ
فقط باید دید که این مسیر به کجا ختم میشه ؟!
فشارهای آژانس از یک سو برای بازدیدها، تحریمهای بین المللی از سوی دیگه و خطر جنگ از طرف دیگه
دستهای رژیم رو بسته و تنها جایی که باقی گذاشته شده میز مذاکره ای است که باید در آن تمامی شرایط
رو بپذیرن و گرنه اوضاع از این هم بدتر میشه !!
از یه طرف دیگه هم جمهوری اسلامی ،انتخابات میخواد برگزار کنه و نمیدونه که مردم ناراضی از همه چیز
رو به چه بهونه ای پای صندوق بکشونه ، نه اعتمادی مونده و نه لا اقل پولی که بشه چهار تا رای خرید!
به قول اون مامورشون هم حتی ارز واسه تجهیزات سرکوب باقی نمونده !
اما معاون وزیر خارجه روسیه که دولت متبوعش رابطه خوبی با جمهوری اسلامی داره اونجوری که سایتهای
داخلی رژیم نوشتن به جمهوری اسلامی پیشنهاد داده تا برای اینکه بهانه دست اسرائیل ندن برای حمله،
بیاد و با واشنگتن مذاکره مستقیم بکنه و این مذاکره رو به شرط بی خبر نذاشتن مسکو خیلی هم خوب
توصیف کرده ...معاون محترم،آقای ریابکوف این مسئله رو هم یادآوری میکنه که مذاکرات غیر رسمی 
مستقیم توی این مدت در جریان بوده و هست !!!
از سوی دیگر ظاهرا باز هم به نوشته همین سایتهای خبری رژیم ،انگلستان هم پا پیش گذاشته و یه مقام 
ناشناس اظهار کرده که امریکا باید در مذاکرات مستقیم به جمهوری اسلامی تضمین بده که هدفش تغییر
رژیم نیست و فقط عقب نشینی از مسئله هسته ای رو خواستار هستش و حالا هم که خیال همه راحت شده 
که اوباما سر کار مونده دیگه نباید این شانس بزرگ از دست بره !
از طرف دیگه هم ریابکوف روابط مسکو و واشنگتن رو خوب توصیف کرده و خواستار تشدید مناسبات
و بهبود روابط شده ، و عدم مخالفت مسکو با سپر دفاع موشکی رو اعلام میکنه ...ظاهرا امتیازات لازم 
رو به هم دادن !! 
این وسط جمهوری اسلامی هم که در هفته های اخیر شدیدا مشتاق این مذاکرات بوده توسط صالحی وزیر
امور خارجه اعلام و تایید میکنه مذاکرات مستقیم و موضوعی با آمریکا و همین طور مذاکرات غیر مستقیم 
رو و تصمیم برای مذاکره مستقیم با آمریکا و خارج از 1+5 رو به علی خامنه ای واگذار میکنه ..
تصمیمی سرنوشت ساز که اگه بهش تن در نده اوضاع خراب تر میشه و اگه قبول بکنه یعنی جام زهر !!!

۱۳۹۱ آبان ۲۱, یکشنبه

آیا ایران مستعمره چین شده است

تقریبا همه ما در چند سال گذشته به حضور خزنده و مداوم چینی ها در اقتصاد ایران عادت کردیم.
از واردات بیل و کلنگ و چاقوی دسته دار تا جا نماز و مهر و تسبیح تا انواع اقسام لباس و کفش تقلبی و
کم کیفیت و همین طور انواع اقسام وسایل الکترونیکی و مبلمان و ...
چند هفته پیش هم که گزارشی رو نقل میکردم از خودروهای چینی که وارد بازار ایران شده و فاقد کیفیت 
مطلوب هستش اما در طول مدت چند ماه اخیر که اقتصاد مملکت دستخوش تغییرات شده و نوعی فروپاشی و 
بلبشوی اقتصادی رخ داده بود،این شرکت ها تونسته بودن خودروهای بی کیفیت رو حدود پونزده تا 
بیست میلیون تومان گرونتر به فروش برسونن و این در حالیه که جدای از کیفیت پایین،قطعات یدکی و خدمات 
پس از فروش خاصی هم برای این خودروها در نظر گرفته نشده...و فقط چینی ها ، قوطی فروختن و پول رو 
به جیب زدن ..
یک گزارش دیگه هم بود،راجع به اینکه ما قبلا فکر میکردیم که این چینی ها،فقط برای برخی مواقع کارشناس
به ایران می فرستن اما توی این مدت متوجه شدیم که چینی هایی که یکی پس از دیگری،پروژه های ایرانی 
رو در اختیار میگیرن و تقریبا رقیبی ندارن مگر اینکه شاید سپاه نخواد !!  نه تنها به کارشناس بسنده نکردن
بلکه انواع و اقسام آدم مثل مهندس و دکتر و تکنسین و حتی کارگر رو هم از چین میارن تا پروژه یک پروژه
تمام قد چینی باشه ....
اما اخیرا چینی ها وارد یک حوضه دیگه هم شدن که با مزگیش با تلخیش یکیه ... اخیرا سفیر چین در ایران
پا جای پای احمدی نژاد گذاشته و وارد فاز سفرهای استانی شده !!
سفیر چین که هفته گذشته به کرمانشاه رفته بود روز سه شنبه هفته پیش سری هم به کردستان زده و با مقامات
از جمله استاندار کردستان دیداری داشته...سفیر چین هدف این سفرها رو تقویت مناسبات دو کشور در سطح
استانها،اعلام کرده!! و سوالی که مطرح میشه اینه که آیا در روابط بین الملل تحکیم روابط در سطح استانها
و شهرها داشتیم و من نمیدونستم ؟! مثلا روابط امریکا و کانادا در سطح کالیفرنیا و تگزاس تقویت میشه یا 
مثلا روابط انگلیس و آلمان در سطح مونیخ و منچستر تقویت شده ؟!!
این سفیر همچنین ضمن اعلام مبادلات تجاری چهل و پنچ میلیارد دلاری چین با ایران اعلام کرده که در پی 
افزایش این مبادلات به وسیله شناسایی پتانسیلها و ظرفیت های استانهای ایران است و قصد دارد این سفرها
را ادامه داده و نکته جالب شروع از کردستانی است که حرف و حدیث زیاد داره و موضوع این مطلب نیس..
اما بد نیس بدونید که محسن رضایی برای مقابله با وضع اقتصادی کنونی پیشنهادات فدرالی خود را تکرار
کرده  و شاید نباید بی مناسبت باشه با این سفرهای بی دغدغه سفیر چین در ایران...
چین علاوه بر شرکتهای خصوصی،هفتاد شرکت کلان دولتی داره که در ایران مستقرند 
و نکته آخر اینکه استاندار کردستان با اشاره به ظرفیتهای منطقه ،شرایط برای حضور شرکتهای چینی را 
در منطقه مهیا دانسته است...
سوال اینجاست که آیا برای تحکیم روابط اقتصادی دو کشور که روابطشان به استانها هم کشیده شده،حضور
استاندار کافیست یا باید مقامات بالاتر و احیانا برخی وزرا نیز حضور داشته باشند یا خیر ؟!
اگر جواب منفیست ، آیا پاسخ مستقیم استاندار کردستان به معنی آن نیست که نیازی به حضور مقام ارشدتر
نیست و حرف سفیر چینی به معنای سند و حجتی است در شکل یک مقام مافوق !!؟

۱۳۹۱ آبان ۱۸, پنجشنبه

احمدی نژاد دموکرات و منافع نظام در قعر جهنم

این روزها به نظر میاد که بازهم مطابق انتظار علی خامنه ای یک قلپی از جام زهر معروف نوشیده
و رفته یه گوشه ای نشسته و راجع به شعر و فلسفه و تعریف از آخوندهای دیگه حرف میزنه و کاری به 
کار کسی نداره ... احمدی نژاد که خودش محصول دست خامنه ایه پاشده رفته بالی و علیرغم موضع گیری های
فارس یه طوماری بافته و راجع به دموکراسی،کلی حرف زده و گفته که اصولا این دموکراسی آخرین دستاورد
بشریت بوده و خیلی چیز خوبیه ولی بعدش باز شروع کرده از تاریخ بشریت قصه گفتن و اینکه میخواد
نظام بین الملل رو اصلاح کنه !!!
از هفته ها پیش هم که کلمه یهویی فاش کرده که نمیدونم چطور ولایتی و طائب سر از آمریکا در آوردن و
یک دوجین تکذیبیه ، و بعدش هم یک دوجین دیگر مقاله اندر فواید مذاکره پنهان و آشکار با آمریکا و 
بعد هم مصاحبه عباس عبدی ... دیگه کار به مقامات کشوری و لشکری میرسه ...فارس وابسته به 
سپاه استقبال میکنه ... نشریات داخلی همه ورد زبونشون میشه رابطه با آمریکا و بعد پیروزی اوباما
هم دیگه از مهمان پرست تا انواع و اقسام سایتها و روزنامه ها همه و همه یک صدا میگن مذاکره با
آمریکا و بعضی ها هم دست پیش میگیرند که آمریکا باید قبل عید نوروز مذاکره رو شروع کنه !!
چون میخوره به تعطیلات و بعدش هم انتخابات و وقت از دست میره !!
یکی هم مثل لاریجانی قوه قضائیه میگه که باید وقت داد و نمیشه یه شبه با آمریکا به توافق رسید!!
یکی هم مثل برادر دیگه اش میگه که با آمریکا تو قعر جهنم هم مذاکره میکنن تا منافع نظام حفظ شه !!
یکی هم مثل عباس عبدی میگه که آمریکا فقط تضمین بده که کاری به حکومت ایران نداره !
هاشمی رفسنجانی هم دنبال کار دختر و پسرش در زندان هست و همه نشریات هم از سخنرانی های 
حکیمانه اش مینویسند که برای همه چی امروز داره نسخه می پیچه !! اقتصادی،شورایی ،وحدت و ...
....
فقط یک نکته و اون اینکه برخلاف نظر بسیاری به نظر من اصلا اتفاقاتی که افتاده و خواهد افتاد
دور از ذهن نخواهد بود و پیچیده هم نیست...جمهوری اسلامی بدون پول نفت و بدون متحد بین المللی
مثل بچه بی دست و پا میشه ... این روزها هم که اصلاح طلبان قول مساعدت و زیر چتر بودن دادن
و بالایی ها هم درک کردن که بدون اونا و بدون جوونهای تحصیلکرده ، مملکت دو زار هم نمی ارزه
و حالا یادشون افتاده که همه باید برگردن و نظام نیاز داده بهشون !!!
حالا باید دید خاتمی هفتاد و شیش در سال نود و دو چه کسی خواهد شد !؟

۱۳۹۱ آبان ۸, دوشنبه

بانکها هم طاغوتی شدند

کلا من از این ادبیات طاغوت گفتن به کسی زیاد خوشم نمیاد و اصولا با برچسب زدن زیاد رابطه خوشی ندارم.
اما از اینها گذشته طاغوت در لغت نامه دهخدا به معنای کسی یا چیزی است که بیش از خدا یا در مقام
خدایی پرستش میشه و کلا ریشه های تاریخی و عربی هم داره که خودش موضوع مفصلیه که این کلمه
رو چه کسانی به کار میبردن و چه کسانی رو طاغوت مینامیدند ...ولی موضوع این نوشته نیست!
اما آقای انواری نامی هستن که سرپرست سازمانی به نام کمیته امداد هستن و ایشون مدعی شدن 
که بانک ها سازمان های طاغوتی هستن...
او گفته که بانک ها سازمانهای حزب اللهی نیستن اما مدیراشون حزب اللهی هستن و البته توضیح نداده 
که اگه معتقدن اونا سازمانهای طاغوتین،پس چرا حزب اللهیها رفتن شدن مدیران این سازمانهای
طاغوتی و کفر و ضدخدا و ....!!!؟
و رابین هود وار هم قرار شده به اعتقاد ایشون که بیان این ثروت رو بین محرومان توزیع کنند و البته
ایشون توضیح نداده که کاندیدای ریاست جمهوری هم قراره بشه یا نه ؟!
و بعدش هم مدعی ایجاد شغل در حد چند صدهزار شده ولی بازم نگفته کدوم شغلها رو ایجا کردن که
منبعش هم منابع قرض الحسنه بانک هایی بوده که ظاهرا طاغوتی بودن ولی نمیگه که یه مملکت 
چقدر میتون بی در و پیکر باشه که مثلا یه همچین سازمانی هم بیاد و بعد باز از پولای مردم به خودشون
بده و واسه خودش هم کف مرتب بزنه در حالیکه همه نهادهای اون مملکت دست حزب الله هست
و مثلا مملکت رو اسلامیزه هم کردن ....!!!
اما بانک چیست ؟ بانک نهادی اقتصادیه که برای رنج وسیعی از فعالیتهای اقتصادی مورد استفاده قرار
میگیره و تقریبا شریان حیاتی هر سرزمینی هست و سابقه تاریخیش به زمان ایران باستان(هخامنشیان) هم 
میرسه ولی در قرن چهاردهم میلادی تقریبا به شکل امروزی در میاد که میشه مفصل در ویکی پدیا و
سایر دانشنامه ها راجع بهش مطالعه کرد،تقریبا در دنیای معاصر تمامی دولتها و بسیاری از مردم به این 
مرجع طاغوتی نیاز دارند و به بیان ساده تر قرار نیس کسی پولهاش رو شب بذاره زیر بالش و تا صب
از نگرانی نخوابه ...

۱۳۹۱ آبان ۱, دوشنبه

مذاکرات پشت پرده با آمریکا

این موضوع ارتباط با آمریکا تقریبا سالی یکبار مطرح میشه و هر با هم با مخالفتهایی که معمولا از سمت 
علی خامنه ای مطرح میشه و یا گاهی هم سپاه و بسیج ،تقریبا کار به جایی نبرده تا به امروز..
اما این متن اخیر اونهم در روزنامه و از یه شخصی که زیاد هم شناخته شده نیست...و به خصوص شیوه
 نگارش که حالت پند و اندرز داره هم جالب هست...مقاله ای در روزنامه مردم سالاری و به قلم فردی
به نام "داوود هرمیداس باوند" !!!
دکتر باوند از اعضای هیئت رهبری جبهه ملی پنجم هست که بعد از درگذشت دکتر ورجاوند،سخنگوی جبهه
ملی هم شد.در واقع شروع این همکاریها هم با جبهه ملی از اواخر دهه هفتاد شروع شده و ظاهرا تا به 
امروز ادامه داشته ...ایشان دکترای خودشون رو از دانشگاه امریکن در واشنگتن دی سی گرفته و در ایران
در دانشگاههای تهران،امام صادق و آزاد در زمینه های حقوق بین الملل و روابط بین الملل تدریس کرده.
پیش از این در وزارت خارجه و نمایندگی ایران در سازمان ملل پستهایی داشته..
او در مقاله اش صحبت از این کرده که دشمنی با امریکا در بسیاری موارد به منافع ملی ایران ضربه زده و
انتقال نفت و گاز منطقه مازندران را مثال میزند که علاوه بر حق ترانزیت و فرصت های شغلی،جایگاه 
ژئوپولتیک ایران را تقویت میکرده و این دشمنیها باعث شده تا ترکیه و عراق و غیره سود ببرند ...
و در واقع این مخالفتهای آمریکا را باعث قرابت ایران کنونی با چین و روسیه میداند!
بنابراین دکتر باوند حل و فصل مشکلات با آمریکا را در پشت پرده یا جلوی پرده را به نفع مصالح ایران
برمیشمرد و باز هم روابط چین و آمریکا را طی سه دهه چهل تا هفتاد را مثالی از این دست آورده و 
بازگشت به میز مذاکره شان رو یادآوری میکند که نهایتا به حفظ منافع دو کشور منتج شده است.
دکتر باوند همچنین پیشنهاد میکند که این مذاکرات با دید مثبت باشد،هرچند که به نتایج مثبت هم الساعه 
نرسد...چرا که معتقد است علیرغم تمام این تحریمها در خود قطعنامه های شورای امنیت ذکر شده که 
راه برای مذاکره و حل و فصل مسالمت آمیز هم باز است و تاکید میکند که چنانچه مذاکرات به نتیجه برسد
قطعا تاثیر مستقیم روی تحریمها داشته و در پایان هم با اشاره به ماده 33 منشور مذاکره را در هر صورت
امری مثبت ارزیابی میکند...
نتیجه گیری ایشون هم خب طبعا اشاره میکنه که این استراتژی یا دیپلماسی باید به یه وحدت برسه که ما
اون رو چراغ سبز از بالا تعبیر میکنیم و منتظر ماههای آینده و نتایج انتخابات ریاست جمهوری امریکا
میشیم تا ببینیم از وارد شدن جبهه ملی که سالهاس از طرف وزارت اطلاعات با مشکلاتی مواجه است
چه نتایجی قراره حاصل بشه  و هدفشان چیست ....

۱۳۹۱ مهر ۲۹, شنبه

قوم و خویشی های حکومتی

من نمیدونم این دعواهای فامیلی رو باید به حساب فرهنگ ایرانی بذارم یا اینکه کلا بازی سیاست همین جوری
بوده از اول و همه با هم فک و فامیل بودن و دعواهای جلو دوربین رو باید نوعی "شو" به حساب
آورد ...در هر دو صورت اون گروهی که همیشه قربانی این سیاست ورزیها یا دعواهای فامیلی شده،ملت 
بوده ...هر چند که این هم یه شعار پوپولیستیه و شاید هر کس دیگری هم به قدرت برسه،اول به قوم و خویش
خودش میرسه...
اما خبرگزاری دانشجویان یه مقاله ای نوشته در رابطه با نسبتهای فامیلی برخی از چهره های اصلاح طلب
و اصولگرا که به اصطلاح مثلا درگیر هستن و خودی و غیر خودی بودن تا دیروز و از این دست موارد.
نکته جالب همزمانی این مقاله با چراغ سبزیه که شورای نگهبان به خاتمی و اصلاح طلبان داده ...
ازدواج پسر محمدرضا باهنر با نوه علی اکبر محتشمی پور(اصولگرا و اصلاح طلب) از این دست است.
محتشمی پور هم وزیر کشور میرحسین موسوی بوده و هم در ستادهای انتخاباتی موسوی و کروبی
نقش موثری داشته است.
مورد دوم برادران حسینی شامل محمد حسینی وزیر ارشاد احمدی نژاد و داماد شیخ محمد هاشمیان است 
و برادرش حمید که فعال اقتصادی در بخش پتروشیمی و عضو اتاق بازرگانی ایران و از نزدیکان به 
هاشمی رفسنجانی است.
عباس امیری فرد که ظاهرا از نزدیکان اسفندیار رحیم مشایی و مشاور فرهنگی احمدی نژاد است باجناق
فیض الله عرب سرخی است که این روزها به خاطر اقدام علیه امنیت ملی در زندان بسر میبرد...خود 
امیری فر هم مدتی در زندان بوده و یکبار هم برای خودکشی اقدام کرده بوده است..اتهام او ظاهرا ساخت
فیلمی به نام "ظهور نزدیک است" بود.
و اما صادق زیباکلام که از چهره های نزدیک به هاشمی رفسنجانی و اصلاح طلبان بوده و همواره یک 
چهره جنجالی بوده دختر بزرگش را به گفته ایسنا به پسر احمد توکلی داده که خود از اقوام علی لاریجانی
به حساب می آید.
ناصر ایمانی که زمانی با احمد توکلی در روزنامه رسالت کار میکردند شوهر خواهر سعید حجاریان،
اشرف بروجردی معاون اجتماعی وزیر کشور خاتمی و علاء الدین بروجردی رییس کمیسیون امنیت
ملی مجلس،خواهر و برادرند و فخر السادات محتشمی پور،همسر مصطفی تاج زاده که در زندان بسر 
میبرد دخترخاله حسین صفار هرندی است که از قضا خیلی هم ضد اصلاح طلب است و ...
حالا ما باید چه نتیجه ای بگیریم ؟!
ایسنا نتیجه گرفته که این پیوندهای قوم و خویشی در کنار پذیرفتن اصول کلی باعث میشود که اینان
همچون خانواده ای زیر یک سقف باشند و این سقف همان نظام معروف است ...

پلیس کودک هم آمد

تقریبا برای همه اقشار و افکار و اعمال،جمهوری اسلامی نیروی نظامی و انتظامی درست کرده که فشار را 
همواره روی ملت حفظ کرده و خواسته های خودش را پیش ببرد ...
از سپاه و بسیج و حزب الله تا پلیس راهنمایی و رانندگی و موتور سوار و جریمه بنویسها تا نیروی به قول
خودشان انتظامی،نیروی ویژه،گشت ارشاد و ...
اما این مورد اخیر دیگه از اون دست کارای عجیبه ...پلیس کودکان !!
که نیاز به تخصص ویژه داره و برای پیشگیری از جرایم طراحی شده ...
معلوم نیس که این کودکان در چه رده سنی تعریف میشن و چگونه جرایمی رو میتونن مرتکب بشن که 
این نیروها قصد پیشگیری دارن !؟
مثلا فکر کنیم که یه بچه یه تفنگ گرفته که بره بانک بزنه،همدستشم پشت ماشینه !!
یا میخواد با ریختن سم تو غذای مامان و باباش اونا رو به قتل برسونه !!
ظاهرا هم رییس پلیس پیشگیری ناجا،ایجاد چنین نهادی رو اصولا پیش بینی شده در قانون میدونه والان
تنها مشکل این است که اینو در کلانتریها باید قرار بدن یا پلیس آگاهی !!!
بعدها که تصمیم گرفتن که این سازمان رو کجا جا بدن بعد شروع به استخدام نیرو و آموزش اونها میکنن
و بعد نقش کودکان رو در جرایم اینا بررسی میکنن و بعدش رو نگفته که چی کار میکنن..
آموزش و پیشگیری میکنن ...یعنی فرض بر اینه که قیافه کودک به خلافکارها میخورد و در نتیجه او را
قانع میکنن که خلاف نکنه ؟!یا مثلا در واقعه ای ناخواسته کودک درگیر میشود که خب دیگر پیشگیری
نیست و واقعه اتفاق افتاده...کودکانی که به اعتراف خودشان معضلی نداشته اند که قابل طرح باشد و
معمولا هم در اکثر حوادث،قربانی میشوند...یا به شکل ضرب و شتم و یا اینکه گاها،متاسفانه جانشان را
از دست میدهند..
دلیل ایجاد این نهاد به واقع چیست ؟
نهادینه کردن ترس از نیروهای امنیتی .....شاید !