۱۳۹۱ خرداد ۷, یکشنبه

دستاوردهای طلایی جلیلی

در حالیکه برای خیلی ها مسلم شده است که مذاکرات جمهوری اسلامی با گروه پنج به اضافه یک در بغداد 
به بن بست رسیده است و از صحبتهای خانم کلینتون هم معلوم هست فعلا قصدی برای لغو تحریم ها وجود 
ندارد خیلی جالبه که کمی هم بشنویم از تحلیلهای مبتنی بر تخیل خبرگزاریهای جمهوری اسلامی.
آنها معتقدند که سعید جلیلی و تیم مذاکره کننده دچار شکافهای عمیق بشوند و حتی آنها را علنی هم بکنند.
خب خواننده هم لابد باید فکر کند که مثلا نماینده فرانسه سیلی آبداری به گوش نماینده آمریکا زده است
که هم نانش شود و هم آبش و دست از سیاست مستکبرانه اش بردارد !!
به هرحال دولت سوسیالیست فرانسه و فرستادن نماینده خاص به ایران هم در این ایده ابلهانه بی تاثیر 
نبوده است.سپس به آلمان و حزب دموکرات مسیحی میتازد و او را مسئول مشکلات کنونی اروپا در کنار
سارکوزی میداند و نتایج انتخابات کشورهای ایتالیا و یونان را دهن کجی به مرکل می داند.
دقیقا به همین خاطر ما در ایران احمدی نژاد را داریم چون میخواستیم به همه دنیا دهن کجی کنیم و 
بنابراین مردم یک کشور برای تو دهنی زدن به کشورهای دیگر به پای صندوق رای میروند !!
وگرنه مشکلات خودشان که همیشه بوده و هست اما تو دهنی زدن به بقیه لذت خاصی دارد که همیشه
وجود ندارد و فقط در زمان انتخابات این فرصت طلایی به دست می آید.
سپس سفر اولاند به افغانستان مورد بررسی قرار میگیرد و خروج نیروهای فرانسه از افغانستان را 
ضربه ای جبران ناپذیر به کاخ سفید میداند آن خبرگزاری!!
یعنی یک بچه هم میداند که حضور فرانسه تحت ناتو در افغانستان است و در ضمن منافع آن کشور 
ایجاب میکند که این نیروها در آنجا باشند و خروج نیروها یعنی قطع شدن دستشان از امتیازات خاص 
و نه تنها ضربه ای نیست که ایالات متحده از کم شدن یک شریک کلی هم خوشحال خواهد شد.
سپس تحلیل گر محترم به پاچه خواری چین و روسیه پرداخته و خود را مانند کودکی در آغوش آنها 
رها میسازد.
سپس صحبت از این میکند که اروپا برخلاف ایالات متحده در صدد تعامل با جمهوری اسلامی و آنهم 
به عنوان یک قدرت سیاسی و اقتصادی میباشد!!
فقط مشخص نیست که این کشورهای اروپا چرا این غول بزرگ سیاسی را خودشان چند ماه پیش به 
طرز خفن باری تحریم کرده اند و این قطب اقتصادی چگونه شد که اقتصادش چنان زیر و رو شد که 
مجددا حاضر شد که برای خرید وقت هم که شده بیاید و پای میز مذاکره بنشیند و برداشتن تحریم ها 
ورد زبان همه شان باشد.
اما بشنوید از دستاوردهای طلایی مذاکرات آقای جلیلی
یک-تبدیل مذاکرات هسته ای به مذاکرات فراگیر:سلام،سلام،خوبید خانواده خوبند همه ؟ مرسی همگی 
دست بوسن،هوا چه گرم شده،آره به خدا پختیم دیگه،گوشت چه گرون شده،واه واه خاک بر سرشون با
این مملکت داریشون ...راستی واسه چی اومده بودیم اینجا ؟!
دو-تغییر موازنه فشار مذاکره به موازنه مذاکره همکاری:(کاترین اشتون) ببین سعید جان دیگه فقط
چادر سرم نکردما،دیگه همکاری تا چه حد آخه ...هان ؟!
سه-استفاده از برگه ای به نام تعیین مکان برگزاری اجلاس:خب دوستان در پایان جلسه از آقا سعید 
دعوت میکنم که تشریف بیارن اینجا و ما هم اینارو خوب به هم میزنیم،چشاشونم میبندیم که هیچ شک
و شبهه ای در کار نباشه ....آهان خب حالا یکی از این ورقها رو انتخاب کنید...ممنون
بعلهههههه.....مسکوووووووووووو به افتخارشون !!!
چهار-با اهمیت ساختن دستور کار اجلاس بر اساس پیشنهادهای ایران:آقای جلیلی بفرمایید
اهمممم.....بعله دستور کار این است که از این به بعد ما اورانیوم را تا 90% غنی میکنیم و تمام 
دنیا هم موظف است نفت ما را به قیمت دو برابر از ما بخرد و بلکه هم بیشتر و حقوق بشر هم 
تعطیل و ما بمب میسازیم  و اسرائیل نابود باید شود و....سعید جان پاشو ...زشته وسط جلسه!!
پنج-تغییر جایگاه جمهوری اسلامی از متهم به مدعی:این بخش در تخصص احمدی نژاده !!
شش-افزایش قدرت چانه زنی:(سعید جان) آقا 90% غنی سازی ....70% ...65.5 %
آقا نه حرف شما و نه حرف من 40% خیرشو ببینی....دددد اومدیو نسازی 30 % چیه بابا 
ما تا 27% رو که رفتیم ....اوخخخخخ اینو نباید میگفتم!!
هفت-تقویت افکار عمومی ایران درباره مذاکرات:(رسانه)بعله مذاکرات پیشرفت مطلوبی داشته و
کشورهای غربی هم به حق مسلم ما اعتراف کرده اند منتها دیگه چون تحریم کرده بودن و واسه 
ملتشون قپی اومده بود و دیدیم که ضایع میشن گفتیم حالا دور همی یه مرام بگذاریم وگذاشتیم بیشتر
تحریممون کنند که یکمی ما هم ریاضت اقتصادی بکشیم و هم دردی کنیم با ملت مظلوم یونان ..
خب حالا یه جنگی هم شاید بشه ...چیز خاصی نیست که یه چند تا بمبه مثل همین پادگان خودمون
میترکه صدا میده با همدیگه میخندیم شاد میشیم و .....

۱۳۹۱ خرداد ۶, شنبه

سیدخندان با فرهنگ میشود

درست در زمانی که تهران از فرط آلودگی در حال خفگی است و تبدیل به پارکینگی شده است برای انبوه
اتومبیلهایی که در آن تردد میکنند در اواخر سال 90 پروژه ای در یکی از نواحی پر تردد شهر کلید میخورد.
پروژه ای که بنا به ادعای شهردار منطقه هفت تا کنون چهل درصد پیشرفت داشته که خود از نکات عجیب
است که پروژه ای در جمهوری اسلامی سریعا به هدف برسد،آنهم با ادعای اینکه این پروژه تا پایان 
شهریور سال جاری به اتمام خواهد رسید.
بله پل سیدخندان که یکی از مراکز پر تردد و محوری شهر تهران است و بعضا دستمایه طنزپردازان نیز بوده
در حال بازسازی است و هم اکنون نیز ظاهرا در جریان است.
مشخص شدن محل ترمینال تاکسی ها و قرار دادن سرویسهای بهداشتی و نمازخانه از ویژگی های این طرح
شمرده شده است...گویا قبلا جای تاکسی ها مشخص نبوده و البته مسئله سرویسهای بهداشتی به نظرم به لحاظ
مسائل فرهنگی قابل تامل است اما لازم نبود که کل پل نوسازی شود به اصطلاح.
اما شهردار پا را فراتر مینهد و خبر از این میدهد که قرار است خط پنج اتوبوسهای بی آر تی نیز از روی پل
عبور کند و هم چنین توان ترافیکی پل بیشتر شود که مشخص نشده است که احتمالا منظور عریض شدن پل 
در جریان است و یا توان تحمل وزن اتومبیلهای بی حرکت روی پل و یا هردو ؟
در ادامه او می افزاید که قرار است سیدخندان از یک فضای بی دفاع شهری به نمادی مثل برج آزادی تبدیل
شود...البته در حالت شعار قشنگ است اما تا آنجا که من به یاد می آورم با این همه عملیاتی هم که در اطراف
میدان آزادی شد نه بافت فرهنگی آن تغییر کرد و نه از حالت ترمینال بودن در آمد و اتفاق خاصی نیفتاد.
در واقع بازسازی هیچگاه قرار نبوده چیزی را زیباتر کند و فقط مرمت آن باعث دوامش خواهد شد.اما 
شهردار تمامی رویاهای خود را به زبان می آورد از زیر گذر شدن خیابان شریعتی تا عملیات زیبا سازی پل
که معلوم نیست که میخواهند آذین بندی کنند یا گلکاری و غیره و در ضمن عابرین از روی پل هم تردد کنند
تا نمود بصری فضاهای اطراف پل مانند آموزشگاهها و فروشگاههای خیابان سهروردی لابد!!
در خصوص کارتن خوابها و معتادین هم قرار شده است که از حضور افراد غیر مرتبط خودداری شود
که خب ظاهرا قرار هست که پل درب دار شود و افراد دارای کارت عبور مثل کلابها تنها حق ورود دارند و
از صبح تا شب هم قرار هست که استانداردهای پل مورد بازرسی قرار بگیرد و اگر افراد متر بدست زیاد 
دیدید بدانید که اینها دارند استانداردها رو مرتب چک میکنند.
قرار هست احتمالا باغ وحش و یا لونا پارکی هم تاسیس شود تا در مجموع به قول آقای شهردار منطقه 
هیچ نقطه کور و بی دفاع فرهنگی در پل باقی نماند.
واقعا جا دارد در پایان از زحمات ایشان در زمینه اخلال در آمد و شد این روزهای  آن منطقه کمال تشکر رو
داشته باشیم و از مسولین بخواهیم که این افراد را به تیمارستان هدایت کنند.
دیگه همین مونده بود که پل رو هم فرهنگیش کنند ...

ایمیلهای مشکوک دانشگاه آزاد

چند روزی میشود که برای داوطلبان دانشگاه آزاد در ایران ایمیلهای عجیبی فرستاده میشود
که متن آن به این صورت است:
داوطلب محترم آزمون دانشگاه آزاد اسلامی سال 1389
سلام
احتراما در خصوص نتایج آزمون سال 1389 شما،به اطلاع میرساند از آنجاییکه دستگاه اسکنر
اوراق آزمون،پاسخ سوالات 56-97 شما را تماما به اشتباه "گزینه غلط" محاسبه نموده،در نتیجه
نتایج آزمون به صورت ناصحیح به اطلاعتان رسیده است.نتایج حاصل از بررسی موید این میباشد 
که شما در انتخاب اول خود پذیرفته شده اید،لذا خواهشمند است جهت اقدامات لازم فایل ضمیمه 
این ایمیل را دانلود نموده و مشخصات خود را در درون فرم ارسالی درج و ارسال نمایید.
قابل ذکر میباشد که این سازمان تمام هزینه های مربوط به این نقص را پرداخت خواهد نمود.
*نتیجه حاصل از اقدامات متعاقبا به اطلاع خواهد رسید.
*پسورد فایل ضمیمه 123 میباشد
*در صورت مشاهده خطا هنگام اجرای فایل فرم مشخصات برنامه "مایکروسافت دات نت4"
را نصب نمایید 
                                                                           با تشکر 
                                             واحد اطلاع رسانی مرکز آزمون دانشگاه آزاد اسلامی


تا اینجای ماجرا یک خبر بسیار خوشحال کننده است برای داوطلبی که قبول نشده بوده و الان از خوشحالی
در پوست خود نمیگنجد و بلافاصله فایل ضمیمه را دانلود کرده که به احتمال فراوان یک بدافزار است و از
سوی دیگر هم با پر کردن فرم اطلاعات شخصی یک بانک اطلاعاتی مهم را مجانا در اختیار قرار میدهد.
خطر اما آنجایی احساس میشود که مرکز آزمون و کلا  دانشگاه آزاد به هیچ وجه فرستادن ایمیل و یا پیامک
را برای داوطلبان تایید نمیکند.
فعلا دلیل این کار و هویت جعل کنندگان نام دانشگاه و فرستندگان ایمیل کشف نشده است اما سوال اینجاست 
که چگونه آدرس ایمیلهای داوطلبان دانشگاه آزاد به این راحتی در اختیار قرار گرفته شده است و آنطور که 
از ظواهر پیداست و پیچیدگی کار را بیشتر کرده این است که چرا این ایمیلها برای افرادی که در آزمون سال
89 پذیرفته نشده اند ارسال شده است ؟
کسی که پشت پرده داستان است یا ابایی از دانشگاه آزاد و پلیس و عواقب آن ندارد یا اهمیت اطلاعات بدست
آمده برایش بیش از این حرفهاست !!!

۱۳۹۱ خرداد ۴, پنجشنبه

مصیبت نقوی

این روزها بازار نقی و شاهین نجفی و قضیه ارتداد و کل این قضیه نقل هر محفل و عضو ثابتی از اخبار
و فیسبوک نوشته ها شده است.گروهی به دنبال گردن زدن نجفی هستند و گروهی دیگر در حمایت از او
بیانیه میدهند و مبارزات فیسبوکی با طرفداران شریعت به صورت مباحثه میگذارند.
داستان از یک کمپین در فیسبوک آغاز شد،زمانی که کمتر از هزار نفر در آن عضو بودند وارد آن شدم 
و مطالبی را میخواندم که متفاوت بود و قصد داشت تابو شکنی کند به شیوه طنز.
مدتی که گذشت گروههایی وارد آن شدند و مثلا جنگهای سایبری شروع شد و ما هم از گزند تهدیدهای
افراد تندرو در امان نبودیم اما مسئله ای نبود که از آن واهمه داشته باشم،چرا که  شبیه یک شوخی
بیمزه است که یک نفر آن طرف دنیا تو را تهدید به مرگ کند هر چند که نزدیک به عمل باشد.
جواب من هم به آن افراد کم و بیش این بود که اینها یا خیلی بیکار هستند و یا گماشته جمهوری اسلامی
و یا اصولا هر دو....
اما به هر طریق این تابوشکنی و به استهزا گرفتن خرافات دینی،آن هم به روش مستقیم ادامه داشت
تا اینکه شاهین نجفی ترانه معروفش که به نظر شخصی من خیلی هم توهین آمیز نیست را خواند و 
این شد دستمایه افراط گرایان اسلامی مرزهای ایران.
تبلیغات به قدری شدید شد که تقریبا تمامی موضوعات مهم و انسانی از یادمان رفت.شاید اعدام  پر از
ابهام جمالی فشی با آن پاسپورت جعلی اش و در گذشت منصور رادپور از جدی ترین اتفاقات در 
همین کوتاه زمان باشد و درست همین زمان که مطلب را مینویسم حسین رونقی هم اوضاع مناسبی
ندارد و فقط تنها قدری از تب نقویت کاسته شده و در عوض جمهوری اسلامی سوار کار شده است.
موجی از تبلیغات و فتاوی به راه افتاده که آخرینش را جعفر سبحانی در قم داده است.
قضیه آنقدر بزرگ شده که سامرا اعلام میکند که آماده پذیرایی از زائران میباشد که معنی اش این 
است که مبالغ قابل توجهی پول قرار است خرج شود.
ارتباط کاربران ایرانی شبکه اینترنت با دنیا در ساعت ده شب به مدت ده دقیقه با جهان قطع شده 
و ده دقیقه تمام فقط نوحه و ناله پخش خواهد شد(ایرنا).که در عین حال که با هزینه از پول نفت 
انجام شده است در عین حال نوعی تست برای فیلترینگ سراسری و اینترنت ملی هم هست.
اما خودشان هم در تعریف نقی ناتوانند و مثلا در خبری که مهر منتشر کرده نقی را اینگونه 
معرفی میکند:
"پیشوای دهم شیعیان یکی از پیشتازان تقوا و دانش و کمال است که وجودش مظهر فضائل اخلاقی
و کمالات نفسانی و الگوی حق جویان و ستم ستیزان است.او برای نشر احکام اسلام،آموزش و 
پرورش،شناساندن مکتب و مذهب جعفری و تربیت شاگردان و اصحاب گرانقدر گامهای بلندی
برداشتند."
اما این آخوند مشخص نمیکند که این اصحاب ارزشمند چه کسانی بودند و کجا بوده اند تا الان و 
منشا چه خدماتی شده اند.و نمیگوید که نقی مظهر کدام فضایل اخلاقی و دانش و کمالی بوده که
 بعدها الگوی حق جویان شده!مگر آنکه به همان گامهای بلند اکتفا کنیم !!
کماکان حوزه دین منشایی است برای کلی گوییها که انسان قرن حاضر را به بند میخواهد بکشد و 
بگوید که همه این خرافات را چشم و گوش بسته باور کن تا من جیبهایم را از پول پر کنم و مثل 
ریگ در اینجا و آنجا خرج همین خرافات کنم تا تو آن را باور کنی و من بتوانم از این طریق 
آزادیت را به بند بکشم،چرا که تو اصولا آن را باور نداری.
تنها یک نکته که در فیسبوک کمپین نقی نوشتم امروز که به واقع هدف کمپین یادآوری بود به 
میزان کافی یادآوری شد و فضای خفقان و فشار بر مردم بیشتر شد.
گاهی بزرگ کردن برخی چیزها باعث میشود که رویدادهای بزرگ را به راحتی نبینیم...



۱۳۹۱ خرداد ۱, دوشنبه

سید حسن خمینی از کاندیداتوری تا تکذیب

برخلاف تیتر بزرگی که ملاحظه کردید؛خبری که در این رابطه منتشر شد اصلا به هیچ وجه به این موضوع
نپرداخته و دبیر ستاد بزرگداشت به نام محمد علی انصاری از آسمان و ریسمان میگوید ولی از اصل تیتر
هیچ نمیگوید و فقط یک تیتر تبلیغاتی است.گفتم منم همین اول بگم بهتره..
خلاصه ایشون خیلی ناراحت بودند از اینکه چرا بعضیها که مشخص هم طبعا نیست که چه کسانی اند گفته اند
که مدل طراحی مقبره خمینی با سیستم فراماسونری است و ایشان هم توضیح داده اند که نه مدل خیمه است.
جدا اگه این فراماسون نبود ما به چه کسی میتونستیم انقدر پیله کنیم؟حالا فرضا معماریش فراماسون یا اصلا
مدل خیمه...مهم این هست که تا زنده بود که گند زد به مملکت و رفت و اصلا چه فرقی میکنه که جسدش رو 
توی قبر دو در یک بگذارن یا بقول خودشون حرم مدل خیمه یا اصلا مدل فراماسونیش باشه!!
اما از طرف دیگر او از ملاقاتهای سالانه ستاد با سید علی خامنه ای میگوید و ضمن عرض پاچه خواری
فراوان توضیح میدهد که به زبان ساده از دو سال پیش به این طرف دیگر راهشان نداده و او همچنان 
به دنبال این است که عرض چاکریش را به محضر خامنه ای برساند.
اما بالاخره وارد مبحث کاندیداتوری سید حسن هم میشود و از طرف او قضیه کاندیداتوری را تکذیب میکند.
در واقع هنوز خود سید حسن خمینی موضوع را تکذیب نکرده است.او معتقد است که بهتر است سید حسن
بیشتر سخنرانی کند تا اینکه دنبال مسئولیت باشد و این برای بیت جذابیت بیشتری دارد!
اما نکته آنجاست که وی داشتن ارتباط با خمینی را سبب برتری خاصی میداند ورای قدرت است و از سوی 
دیگر بیت خمینی هم جانشان را برای انقلاب گذاشته اند...حالا این که آن برتری فراقانونی و قدرتی چیست 
که لااقل از بیت نشینان کسی ازش استفاده نکرده تا امروز و آن جانی که برای انقلاب گذاشته اند را از کجا
باید دید و فهمید خود جای بسی پرسش است.
آقای انصاری سپس به تعریف و تمجید از سید حسن پرداخته و میگوید که او هم از نظر فقهی که برای ما 
مهم هم نیست و از نظر تسلط به چند زبان خارجی که معلوم نیست کدام ها هستند و به چه درد او میخورند 
و از نظر تحقیقات دانشگاهی و بین المللی که ما خبر نداریم  و هم از نظر خوش تیپی ،دقت بفرمایید 
خوش تیپی سرآمدند.
آقا جان مگه اومدین خواستگاری واسه طرف؟این دیگه چه جور مصاحبه ایه؟
نکته آنجاست نهادی که او دبیر آن است و تضمین میکند که اختلالی در برنامه های امسال پیش نمی آید
در واقع هیچ کاره است و تمامی مراسم به دفتر نهاد رهبری و سپاه ولی امر واگذار شده و او هم از سر
بیکاری گویا به این مصاحبه آمده بود و راجع به همه چیز هم اظهار نظر کرد و ما هم چیزی دستگیرمان 
نشد که اصلاح طلبان که صحبت از کاندیداتوری وی میکردند داستانشان چه بود و قضیه ملاقات با 
احمدی نژاد داستانش چیست و این همه پاچه رهبر را خواراندن چه معنی داشت!

ملت آزاری با تحصیلات عالیه

این فرمانده انتظامی پایتخت کلا آدم جالبی هست و گاه و بیگاه حرفهایی میزنه که قابلیت این رو داره
 که بشه نقدش کرد.میدونیم که هر سال تابستون و فصل گرما که نزدیک میشه،اینها یک سری طرح ها 
دارند که آسایش و تعطیلات رو برای همه زهرمارش کنند.
حالا کاری که این آقا میکنه توجیه رفتارهای غیرانسانی و وحشیانه رژیم هست.
اولین خبر مربوط به پلمپ شش تالار عروسی هست که ظاهرا خلاف شئون آقایون،اقدام به برگزاری
 مراسم میکرده اند.دست زدن و سوت کشیدن و موزیک و عکس گرفتن و فیلم گرفتن و نیز پذیرایی از 
جمله ظاهرا تخلفاتی است که صورت گرفته و مشخص نیست که باید در یک مراسم عروسی چه کار کرد
 که هم خوش بگذرد و هم مطابق شئون باشد!
البته ساجدی نیا تاکید کرد که افرادی که از طرف نیروی انتظامی برخورد کرده بودند دارای تحصیلات عالیه بودند.
مورد بعدی برخورد با خانمهای بد حجاب که ما هیچ وقت نفهمیدیم حجاب خوب و بد هم مگر هست !
یا حجاب هست یا نیست و حجاب بد و خوب و بهترین وبدترین دیگه چه صیغه ایست؟
حالا بگذریم از اینکه ما اصل حجاب رو قبول نداریم و اصل برایمان آزادی پوشش است..فعلا سمبه او پر زورتر است.
به گفته او ماموران افراد بدحجاب را به پایگاه ها دعوت میکنند!!!
مثلا میگویند تشریف بیارید پایگاه یک چایی،شیرینی دور هم باشیم،میوه هم هست،گفتیم تنهایی صفایی نداره،
حالا این وسط یک مقدار خشونتم به خرج میدیم که مجلس شاد و هیجان انگیز بشود.
بعد هم مشاوره میشوند آنهم توسط افراد تحصیلکرده و دارای مدارج عالیه!!
بعد هم گفته شد که یک سری مردان موتور سوار را در سطح اتوبونها رهایشان کردند تا به زنان و حجابشان 
گیر داده و البته گفته شده تنها میتوانند مدارک را بگیرند و نمیتوانند زنان و دختران را در ترک موتور به 
پایگاه دعوت کنند.ظاهرا پلیس در سرکشی هایش توسط افراد دارای تحصیلات عالیه اوضاع ویترین مغازه ها 
و همین طور آرایشگاه ها را هم نظارت کردند و موهای افراد به صورت اسلامی کوتاه و یا شینیون و یا احیانا 
مش میشود و مانکنها در ویترین همگی به دین مبین اسلام گرویده اند و با حجاب مقبول در ویترین قرار میگیرند.
اما او هیچ وقت به این سوال جواب نداد که اصولا اگر این افراد تحصیلکرده هستند چرا وارد همچنین دستگاه 
وسازمانیمیشوند که در این سطح طرز تفکر و ایدئولوژی پایینی دارد و چنین برخوردهای وحشیانه و قرون 
وسطایی با ملت میکنند.چرا او سعی میکند مرتب از سطح تحصیلات مامورانش بگوید و مثلا فرض کنیم 
که فلان مامور جلوی کسی را در خیابان سد کند و بعد به او بگوییم که تو در چه مقامی هستی که به پوشش 
خصوصی و یا خودروی شخصی و یا مهمانی شخصی و غیره من کار داری؟ و مثلا او هم بگوید من دارای
 فوق لیسانس برق یا مکانیک یا دندان پزشکم...یا چه !
حرف مسخره ای که فقط قصد توجیه رفتار وحشیانه را دارد و زیر سوال بردن قشر تحصیلکرده.
کافیست یکبار به عکسهایی نگاه کنیم که به قول خودشان در برخورد با اراذل یا معتادین انجام میدهند.
جلوی لنز دوربین تن یک انسان را با شلاق و باتوم سیاه وکبود کردن و خون جاری شدن از سر و صورت 
آن فرد هم کار نیروهای تحصیلکرده و متخصص نیروی انتظامی است ؟


۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۸, پنجشنبه

مشترک المنافع پارس اسلامی

عنوان فوق الذکر از دهان دبیر مصلحت نظام جمهوری اسلامی خارج شده است و در خبرگزاریها موجود است.
چون عربستان در پی الحاق بحرین است،جمهوری اسلامی در نظر دارد که جور قاجار را کشیده و هر چه 
کشور در زمان آنها از دست رفته و به استقلال رسیده یا حداقل اعلام استقلال کرده را باز زیر یک پرچم جدید
پارس اسلامی و با صفت مشترک المنافع گرد آوری کند.
این در حالیست که مثلا در افغانستان و تاجیکستان هم به جهت تفاوت سیاسی نتوانستند شبکه تلویزیونی 
مشترک بزنند.
فقط یکی نیست بگوید که آقا همینی که باقی مونده رو اگه تا ده سال دیگه به همین شکل داشتیم هنریه!
تو همین ایران موندنش به شکل کنونی کلی حرف و حدیثه و ده تا نقشه و صد تا پرچم زده بیرون...
تو همین عنوان کلی تناقض هست.اولیش این که پارس اسلامی نبوده و زرتشت بوده است.
بعدشم چه منافع مشترکی مثلا الان بین ایران و آذربایجان هست؟ سایه هم رو با تیر میزنند...
یا حتی با عراق و افغانستان که این همه سال به هزینه و تجهیزات جمهوری اسلامی و سپاه هر روز 
یک طرف شهر رو هواست!
اسم پارس فقط بهانه ایست برای سو استفاده و اختلاف افکنی که همین الان هم بازارش کم و بیش 
داغ هست.این بازار ملی گرایی و جزایر سه گانه و غیره تنها ابزاری است که باز هم حواس ها از 
دزدیها و گرانیها و فساد رژیم حاکم به مسائل حاشیه ای پرت شود.
بعید میدانم که در دنیای کنونی خطوط مرزی کشورها دستکاری شود مگر با خواست
گروهای از همان مردم در دایره جغرافیایی خاص...
گوگل هم تنها یک موتور جستجوی اینترنتی است
واقعیات را در تاریخ و در خواست مردم جستجو کنیم !!