کانال هشتگ های داغ توئیتر فارسی

۱۳۹۲ خرداد ۲۹, چهارشنبه

تهدید وزارت اطلاعات ، ورزشگاه خالی و خاتمی

تنها چند روز بعد از شادی از رییس جمهور شدن "حسن روحانی" کم کم اوضاع کمی آشکارتر میشه !
روحانی اعلام میکنه که در مسئله هسته ای کاره ای نیست و هواداران موسوی رو هم بی جواب میذاره و ...
اما در حالیکه این روزها در حوالی شلوغیها ، گهگاه ضرب و شتم ها و دستگیریهایی هم بوده ،
وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی اقدام به یه ابتکار جدید زده و به شهروندان پیامک های تهدید آمیز فرستاده 
به این مضمون که : "رفتار هنجارشکنانه شما رصد شد، تکرار آن موجب برخورد قانونی خواهد شد."
ظاهرا این پیامک ها در شمال و غرب تهران از طرف ستاد خبری وزارت اطلاعات دریافت شده !!
قابل توجه دوستانی که فکر میکردن از فردای انتخابات ( انتصابات ) ؛ جامعه مدنی شکل میگیره که به نظر
میاد به غیر از کیسه ای در بسته که مشروعیت برای رژیم آورده ، هیج فایده دیگه ای نداشته !
نمونه اش رو هم در جشن پیروزی تیم ملی فوتبال ایران در ورزشگاه آزادی دیدیم ، یک جشن مهندسی شده
عین انتخاباتشون و حذف نیمی از جامعه ایران که شاید تصورشون در روز رای گیری رسیدن به حجاب 
اختیاری بود ، به راحتی کنار گذاشته میشن و حق شادی کردن در کنار مردان رو ازشون میگیرن !
دست آخر هم خاتمی میاد و آب پاکی رو میریزه رو دست ملت و میگه که انتظار ندشته باشن که معجزه ای
بشه : "مواظب باشیم شتاب زدگی نکنیم که توقعات بیجا از دولت ایجاد نشود؛ دولت معجزه نمی‌تواند بکند. 
فقط می‌گوییم اگر مردم برای حفظ نظام از تغییر می‌گویند، رویکردها تغییر کند و اندک اندک پیش برویم. 
فردا تورم و بیکاری ویران کننده از بین نخواهد رفت و روابط خارجی اصلاح نخواهد شد. نباید این توقعات 
را داشته باشیم ."
و در آخر هم اضافه میکنه که مردم با رای دادن ، نشون دادن که نظام رو میخوان و نه تغییر نظام رو !!!
قضاوت با شما ...

۶ نظر:

  1. ایران هیچوقت به جایی نمی رسه چون بچه دبیرستانی ها و دخترای احساساتی مثل شما سیاستشو می گردونن.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. من نمیدونستم که دبیرستانی هستم هنوز و دارم سیاست ایرانو میگردونم
      ، ولی به نظر میرسه شما بیشتر احساساتی هستی ...
      حالا کجای این خبر به شما فشار آوردش ؟

      حذف
  2. جواب اون کامنت قبل رو همینجا میدم که مربوط تر هم هست:
    1 قبل تر گفته ام بازم تاکید میکنم که این روحانی یا جلیلی یا.. نیست که باعث جامعه مدنی میشه. این خود مردم هستن که خواسته هاشونو به حکومت تحمیل میکنن. روحانی پیامبری نبوده و نیست که با اومدنش معجزه ای رخ بده. اگر تازه فرض کنیم که رییس جمهور اساسا عوض شده باشه، سپاه همون سپاهه، بیت همون بیته، احمد خاتمی و سایر جانوران هم همچنان سرجاشون هستن و همون مواضع رو دارن. اگر فرض کنیم که حتی سیاست داخلی و خارجی کلان عوض نشده باشه حتی همین که نیروی های امنیتی بجای گاز اشک آور و باتوم و کهریزک، پیامک میزنن کلی پیشرفته!!
    البته نیاز هست که بگم حتی همین برخورد انسانیتر! هم تا وقتی ادامه خواهد داشت که نیروهای امنیتی و ... نیاز به سهم خواهی از دولت جدید دارن و اگر فرض کنیم که دولت تشکیل بشه و مرز بندی هایی بوجود بیاره که از دایره قدرت اینا رو بندازه بیرون یا باهاشون سر قوز بیوفته دوباره احتمال داره که وضع به حالت اول برگرده.
    فعلا ماه عسل مردم و حکومتیانه!

    2از شکستن گفتی که معنی تغیر سریع میده. اینجا فرصت و فضا محدوده برای پرداختن بهش و اینکه چرا اشتباهه. شاید روزی مطلبی درموردش بنویسم اما خلاصه و جویده جویده بگم که:
    در جوامع عقب افتاده ای مثل ایران تغیرات اجتماعی- فرهنگی سریع به هیچ عنوان پاسخگو نیست. چرا که اولا یک جو سنگین مخالف بوجود میاره مثل کشف حجاب رضاشاه پهلوی و تازه اگر هم که فرض کنیم اون جو مخالف بوجود نیاد بدلیل اینکه جامعه هزینه ای برای اون نپرداخته و مسیر لازم رو طی نکرده به محض آزادی و دموکراسی دوباره باز میگرده به سیستم اول.
    بذار مثالی بزنم تا مشخص تر بشه. فرض کن از فردا جمهوری اسلامی ناپدید بشه و یه حکومت موقت سکولار و آزاد بیاد و بخواد رای گیری کنه برای دولت بعدی. شک نکن که اگر در جامعه امروز رای گیری انجام بشه دوباره قطعا بیش از 50 درصد ایرانیها رای به فردی با افکار مسلمان خواهند داد. و حتی اگر فرض کنیم که حکومت سکولار باشه، دوباره جامعه به سمت اسلامگرایی خواهد رفت. چیزی که بعد 80 سال در ترکیه شاهدش هستیم.
    فراموش نکن که در رقابت سکولارها و اسلامگراها همیشه متدینان پیروزند چرا که اولا باور عمیقی به اعتقاداتشون دارن و ثانیا تشکل های متحدتری رو شکل میدن.
    دلیل دیگه حرفم هم این هست که ما در تاریخ نزدیکمون تغیر یک شبه انقلاب 57 رو داشتیم. مردم شاه رو نمی خواستن و سرنگونش کردن اما با اینکه نمیدونستن چی میخوان اما از درون دنبال یه شخص اول "خوب" دیگه بودن که اون زمان یه روحانی تونست سمبلش بشه و باز مردم سیستم شاهی رو بازتولید کردن. با همون القاب و همون فساد دستگاه و پاچه خواری و...
    چرا که اساسا این مردم کار و سیستم دیگه ای بلد نبودن. تنها یاد گرفته بودن که برای پیشرفت باید مجیز گفت و نوکری خان رو کرد. روزی که نسل جدیدی با تحصیلات مدرن تولید شد تونست هنجار -و خود- سیستم قبل رو بشکنه، اما چون اکثریت نبود نتونست فرهنگشو غالب کنه و حتی وقتی دید که انقلاب نشد اون چیزی که میخواست امیدش رو از دست داد و عمدتا از کشور رفت.

    حرکت ناگهانی به قول شما جوگیری هست نه تغیر.
    همه این جوونایی که میخوان بی حجاب باشن، سگ داشته باشن. مشروب میخورن و ... وقتی مریض بشن نذر میکنن! موقع مراسم مرگ قرآن میخونن، برای امام حسین عزاداری میکنن و... من نمیگم که نباید باشه اتفاقا حضور دین بد نیست چرا که واسه خیلی ها آرامش روحیه اما مهم اینه که مردم بفهمن بدون امام حسین هم تو کنکور میشه قبول شد. ابولفضل هیچ نقشی تو سیستم ترمز ماشین نداره. امام زمان اساسا رویایی کودکانست که عده ای برای مخالفت باحکومتشون ساختن... و باور کنن که همونطوری که حضور و عدم حضور دین هیچ تاثیری نداره هر کاری نیاز به تخصص داره و با دعا نه مملکت اداره میشه نه صنعت تولید میکنه و نه مریض شفا پیدا میکنه. روزی که سرسخت ترین طرفدارای دین هم بفهمن که نماز جمعه صرفا یه آیینه که هیچ ربطی به پزشکی، سیاست، دریانوردی، هسته ای، علوم انسانی و غیره نداره. اما باز هم تو اون شرکت کنن.
    خلاصه بگم به قول آقا همون "اسلام امریکایی"!!

    این حرف که رسیدن به آزادی و خلاص شدن از شر اربابان ثروت و قدرتی که امروز بر منابع مادی و جانی کشور چنبره زدن هزینه داره درسته. اما باید مردمی هم وجود داشته باشن که اولا تفاوت وضع موجود و آرمانی رو بفهمن و ثانیا حاظر باشن واسش هزینه بدن. که این بوجود نمیاد مگر با نسلی جدید و پرورش یافته. که بنای چنین ساختاری بسیار زمان بر خواهد بود.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. یا خدا ... آرسین جان دیگه کار از کامنت گذشته ها :)
      ولی کوتاه این که شما هم رسیدی به حرف من ، هر دو یک مطلب رو
      میگیم منتها شما اونور سکه رو میگی و من اینورش رو ..

      حذف
  3. دنباله:
    شخصا اینجا هستم -دنیای مجازی- برای رسیدن به همین هدف. آگاهی و اطلاع رسانی فرهنگی، فرهنگی که به اشتباه به ما وارونه نشون داده شده. اندک مسایل باارزش و کهن فرهنگی که داشته ایم و تنها در موزه معتبر و زیباست و خلا تربیت و فرهنگی که باید داشته میبودیم/داشتیم و نداریم اما احساس میکنیم که اشباع هستیم. شاید یکی از سریع ترین راههای رسیدن به این فرهنگ و ارزش گزاری صحیح مساله ارتباط با جهان خارج و توریسم داخلی و خارجی هست. برخوردی که به ما تفاوت ها رو نشون میده از شیوه احوالپرسی تا حرف زدن و خوردن و غیره در دنیای مدرن جدید. در شهرها جایی که دیگه روستا نیست و همه با هم آشنا نیستن! خیابانهایی داره که تنها با قوانین ترافیکی میتونه اداره بشه و تابلوها و چراغها برای آزار مردم کاشته نشدن! که تخطی از اونها زرنگی باشه و هزاران عیب و ایراد فرهنگی که داریم.
    مطلب طولانی شد
    عذر خواهی میکنم
    اما اولا بدلیل علاقه ای که به شخص شما دارم و ثانیا بدلیل وظیفه ای برای خودم حس میکنم نوشتم. امیدوارم ملال آور نباشه و تونسته باشم منظورم رو برسونم.
    امیدوارم نوشته طولانی من دلیل تحکم یا تحمیل نظرم تفسیر نشه. و با ذهنی باز هرگونه حرف جدید و متفاوت و منطقی رو خواهم پذیرفت.
    شاد باشی
    آرسین

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. آرسین جان ؛ این علاقه متقابل هست ، قطعا ...

      حذف